آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد!

امروز لوله ی توپم به سمت بچه های دانشکده ی خودمونه!
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بی معرفت هستین!
چرا؟
چرا نداره خدایی چند تا از بچه ها میان و مطالب ما رو میخونن؟ خیلی واسم جالب بود، چند روز پیش یکی از نزدیکترین دوستام گفت وقتی داشتم در مورد یه کلمه ی محیط زیستی تو گوگل سرچ میکردم وبلاگ تو رو صفحه ی اول اورد! در حالی که من تا حالا ۱۴۶۵۴۷۴۷۷۵۴۲۳۲۹ دفعه بهش گفتم بیا تو وبلاگ مطالبمون رو بخون ولی نیومده بود!
و خیلی دیگه از بچه ها که این اتفاق واسشون افتاده بود و تازه تعجب کرده بودن و به من میگفتن فکر میکردم وبلاگتون در پیتی یه!
این همه مطلب علمی، خبری  تو وبلاگ هست اونوقت تو میری ویکی پدیا؟ آخه خوشگل ویکی پدیا میخواد مطلب های ما رو بذار تو سایتش ما اجازه نمیدیم(خوابش رو ببینم!)
بیاید بخونید و نظر بدید. به خدا هر یه نظره کوتاهه شما یه دنیا امیده واسه ما.

۳ دیدگاه to “آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد!”

  1. سلام عزیزم . همه میدونن مطالب وبلاگ عالیه . هر کی نمی دونه بیاد تو جزیره من بهش میگم .

  2. مرتضی میرزایی می‌گه:

    الکی جزیره رو قاطی نکون بابا

  3. سپهر سلیمی می‌گه:

    عزیز جان احتمالا بچه ها اول مهریه گرفتارن .. کم کم میان

دیدگاهی بنویسید

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: