تلخ یا شیرین مسئله این است!
دوشنبه, مهر ۲, ۱۳۸۶ ۵:۳۹ توسط: مرتضی پورمیرزایاول میخواستم تیتر این پست رو بذارم :”اول مهر یادآور یک خاطره ی تلخ” ولی دیدم دلم به من اجازه ی این کار رو نمیده که بنویسم تلخ.
پارسال همچین موقعی بود که من اومدم این دانشکده. شاید باورتون نشه روز اول مهر ، وقتی داشتم برمیگشتم خونه کم مونده بود گریه ام بگیره! خدایا چرا من باید محیط زیست قبول بشم؟ اصلا هم یادم نمیومد چرا این رشته رو تو برگه ی انتخاب رشته زدم. اصلا من ماله این رشته نبودم. بیشتر رشته هایی که من زده بودم مدیریت بود و بیشتر مدیریتها ، صنعتی.بعدن فهمیدم که فقط من نیستم که این رشته رو ندیده زده بودم! به غیر از بچه های شهرستان و کرج، ما ۳ نفر بچه های تهران بودیم که به هر دری زدیم تا فقط از اینجا بریم! من، بابک بهمن خواه و مجتبی رفعتی. همه راه ها رو هم رفتیم از تکمیل ظرفیت و تغییر رشته گرفته تا حتی کنکور دادن دوباره! ولی موفق نشدیم . یعنی همش وقت تلف کردن بود. و تنها نتیجش پایین اومدن معدل ترم اولمون بود.
خلاصه بعد از کلی دردسر مجبور شدیم قبول کنیم که باید موند و محیط زیست رو ادامه داد. تنها راه هم که به ذهن من و بابک رسید ،این بود که خودمون رو بندازیم تو محیط زیست! تو دانشکده فعال باشیم تا سر خودمون رو گرم کنیم! و اومدیمو این وبلاگ رو راه انداختیم.ولی مجتبی حال و حوصله ی این کارها رو نداشت و فقط بخودش قبولوند که باید بیاد و بره.نمیدونم اسمش رو چی میذارید، به اون کوچه زدن، گول زدن خود و یا بیخیالی! ما اینجا موندیم، سوختیم و ساختیم.
ولی حالا وضع من فرق کرده. حس میکنم به این رشته علاقمند شدم و هر کاری میکنم که تا مقاطع بالای این رشته برم. چون این طناب سربازی از پشت دنبالمون و اگه وایسیم میفته گردنمون!
چاره ایی ندارم به غیر از اینکه بگم:
خداحافظ رویای شیرین رشته ی مدیریت!
ولی چرا این چیزها رو گفتم؟ چون بچه های ورودیه ۸۶ رو میبینم که تازه شروع کردن راه ما رو میرن. بابا بخدا اینراه بیراهست! نمیدونم شاید برای دخترا که مشکل سربازی ندارن آخره راه رو آسفالت کرده باشن! ولی اگه حرف این دوستاشون رو گوش میدن فقط بچسبن به درسشون.
به امید روزی که ما هم حذف شدن کنکور رو ببینیم!

(1 امتیاز، 1 رای)
Seshanbeh.com

گرگ خاکستری گفته است :
مهر ۲م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۱ ق.ظ
خیالت راحت! دنیای مدیریت هم چندان شیرین نیست. نه در بعد آکادمیک و نه در عرصه عمل. باید خیلی پوست کلفت باشی که دوام بیاری. مثل من
طراحی با طبیعت گفته است :
مهر ۲م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۷ ب.ظ
ممنون هم دانشگاهی بنرها درست شد!

راستی می تونستی بیای دانشکده ما رشته مدیریت وبرنامه ریزی محیط زیست بخونی … هر چند اونجا هم دست کمی از بقیه جاها نداره … ولی ما در راه درستی قدم بر می داریم ، این خودش بهترین مسکنه
الف میم گفته است :
مهر ۱۱م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۳ ق.ظ
و خداحافظ دکتر فاضل ………
کاش این جماعت قدر شناس زحمت و خون دل خوردنهایت بودند…
گل رز گفته است :
مهر ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۱:۲۶ ب.ظ
سلام
باور کن مدیریت یه رشته اضافی
من که مدیریت میخونم اصلا دوسش ندارم
گل رز گفته است :
مهر ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۱:۲۸ ب.ظ
برو خدا رو شکر کن که مدیریت نمیخونی
موفق باشی
بهار سبز گفته است :
مهر ۱۶م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۰ ب.ظ
ماهی را هر وقت از اب بگیری تازه است”