حکایت رنجی که شیفتگان محیط زیست می کشند نه قصه است که بگویند و نه افسانه است که بنویسند، داستانی است که هر روز در گوشه گوشه این کهن بوم تکرار می شود. هر بار عزیزی از حافظان سبزپوش محیط زیست جان خود را در راه آرمانی که به آن دل دارد، فدا میکند.آرمانی که جز حفاظت و حمایت از آفریده های باریتعالی نیست.
زخم استان خوزستان هنوز از فراق شاعر انقلابی اش قیصر امین پور التیام نیافته بود که بار دیگر غم جانکاه عروج فرزندان سبز جامه اش را به عزا نشست. صبحگاه روز جمعه ۸۶/۸/۱۸ مأمورین حفاظت محیط زیست شهرستان دزفول که در پاسگاه محیط بانی دز مشغول خدمت بودند، در پی گشت و کنترل منطقه میان آب نیشکر هفت تپه قطعه ۱۶ به متخلفینی که در حال شکار پرنده ی زیبا و حمایت شده ی دراج بودند برخورد میکنند.متخلفینی که به جرم خود و برخورد قاطع مأمورین واقف بودند، اقدام به فرار می نمایند و در تعقیب و گریز ، خودرو پاژن مأمورین حفاظت محیط زیست واژگون می شود.
حادثه تلخ است و جانکاه…..

قدرت الله ساتیاروندی و مسعود نجفی در دم جان می سپارند و به درجه ی رفیع شهادت میرسند و ایثارگرانی چون عبدالرضا پور غلام خباز و نور قدم رزاقی و آقای زهیری به شدت دچار جراحت شده و با همکاری کارگران مزارع نیشکر از میان تکه های آهن بیرون کشیده می شوند و اگر حضور بموقع و فداکارانه مرکز فوریتهای پزشکی استان خوزستان ، آقای دکتر موسوی و نیروی انتظامی نبود، شاید امروز این فاجعه عمق بیشتری داشت.
امروز ما در غم از دست دادن عزیزانمان به سوگ نشسته ایم و گویا هنوز برای آنان که قانون را آگاهانه می شکنند و برای کسانی که باید چتر حمایت خود را بر سر مأموران محیط زیست بگسترانند زنگها به صدا در نیامده اند. گله و شکایتی نیست که اگر هم باشد بارها پیش از این در قالب نامه نگاری های متعدد اداری به بایگانی سپرده شده است. وقتی متخلفین به ابزار زور مسلح میشوند آیا مأموران محیط زیست نباید در مقابل تجهیز شوند؟
ما عزیزانمان را به خاکی سپردیم که آنها از آن سالها حفاظت کردند . اتفاقاتی از این دست تلنگری است برای همه ی ما که قدر حافظان راستین محیط زیست را بدانیم. محیط بانانی که بی طمع نام و نان گوشه گوشه ی ایران عزیز را می پیمایند تا مبادا دستان ناپاک قانون ستیزان و قانون شکنان به مخلوقات خداوند تحدی کنند.
دانشجویان محیط زیست صنعت آب و برق اصفهان و دانشجویان آموزشکده محیط زیست ضمن گرامی داشتن یاد و خاطره ی عزیزانی که در این سانحه و در راه دفاع از گنجینه های ارزشمند طبیعت ایران اسلامی مظلومانه به شهادت رسیدند و آنان که تن شان زخم خورده و رنجور افتاده اند، از مسئولان محترم و تصمیم گیران سازمان محیط زیست خواستاریم که بیش از پیش محیط بانان سخت کوش خود را حمایت نمایند چرا که به قول و قلم قیصر امین پور:
…. حرفهای ما هنوز نا تمام
نا نگاه میکنی وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر میشود
آی!
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چه زود دیر میشود!
دانشجویان آموزشکده محیط زیست کرج
دانشجویان آلودگی محیط زیست مجتمع آموزشی صنعت آب و برق اصفهان
———————————–
در حاشیه:
ضمن ابراز تأسف و تسلیت خدمت تمامی دوستداران محیط طبیعی ایران زمین از تمامی دوستانی که این مقاله را مطالعه کردند خواهشمندم آن را در وبلاگ خود منعکس کنند.
Tags: تسلیت, عبدالرضا پور غلام خباز, قدرت الله ساتیاروندی, محیط بانان, مسعود نجفی, نور قدم رزاقی
اگه یک روز دلت شکست ، احساست ترک برداشت ، اگه یک روز هر جا رفتی در بسته جلوت سبز شد ، اگه یک روز غم فرصت یک لبخند رو بهت نداد ، اگه یک روز اشک مجال آبی شدن به آسمون دلت رو نداد ، اگه یک روز توی ازدحام رفت و آمد آدما هم احساس تنهایی کردی هنوز هم یک امید داری و اون آرامشی است که یاد خدا می تونه به کوچه پس کوچه های دلت هدیه کنه ، حا لا اولین سوالی که به ذهنت می رسه ، اینه که کجا برم که بتونم بدون هیچ دغدغه ای باهاش صحبت کنم .می تونی بری حریم پاک و مقدس خودش و اگه
می خوای وجودش رو حس کنی می تونی بری کنار یک درخت ، لب یک چشمه و روی بلندای یک کوه اون موقع است که می تونی با دیدن شکوه و عظمت و زیبایی خدا که توی طبیعت نهفته است به آرامش برسی . اما بعضی از آدما هستند که همیشه این آرامش با اونها هست چون همیشه در کنار آیه های روشن خدا، یا کریم یا کریمان رو می شنوند و با دیدن پرواز پرندگان همیشه شوق پرواز تو وجودشون هست این نگهبانان سبز پوش بدون هیچ ادعایی دست به دست هم داده اند تا این آرامش رو به من ، به تو و به آیندگان مون هدیه کنند . اونها حافظ میراث حیاتند .دغدغه این نگهبانان سبز پوش اینکه یه روز پرواز برامون بشه یک رویا ، درخت و گل و چشمه بشه یه تصویر ، یه عکس ، شیرو پلنگ و گرگ بشن یه موزه.
می شه در سکوت نگاهشون اضطراب یک هجرت رو دید .هجرت از زیبایی ها، هجرت از پرواز ،از گل،از خدا …
می شه در هیاهوی فریادشون شنید آی
آدم ها که در ساحل نشسته شاد و خندانید بیایید آه دریا مرد ،بیایید آه جنگل رفت ….
سلام. با تشکر از شما که این خبر را بر روی وبلاگ خود گذاشتید. من دانشجو مجتمع صنعت آب و برق اصفهان هستم. ما هم اتاقی ها و همکلاسی های قدرت هنوز باور نمی کنیم که او شهید شده. وقعا کلاس بدون او دیگه برای ما معنی نداره. همین جا از ریاست سازمان محیط زیست عاجزانه تقاضا رسیدگی به وضعیت این عزیزان را دارم.خوشحال میشم تا در زمینه محیط زیست با شما همکاری کنم.
از شما متشکرم که این خبر را در وبلاگ خود قرار دادید
روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد…
من هم ازسوی خودم این ضایعه رو تسلیت میگم
دانشجوی محیط زیست اصفهان
weblag jalebi darid be shoma tabrik migam.