زندگی…

زندگی درک همین امروز است،
فهم نفهمیدن هاست!
ظرف امروز پر از بودن توست،
شاید این خنده که امروز دریغش کردیم،
آخرین فرصت همراهی ماست!
” وقتی از خواب بیدار شدم دیدم که برام sms اومده.یونس این sms رو برام فرستاده بود.
چه ساده از کنار فرصتها میگذریم.انگار همیشه وجود دارند! برای امروزمون اهمیت قائل نیستیم و حتی فکر نمیکنیم شاید این آخرین فرصت باشه!
و درست لحظه ایی متوجه میشیم که فرصت رو برای همیشه از دست دادیم! و از بودن لذت نبردیم!
همیشه میسوزم از اینکه یک روز با ناراحتی از بهترین دوست جدا شدم و دیگه هیچوقت اون رو ندیدم! با اینکه تا مدتی هم با هم ارتباط داشتیم.ولی اصلا دوست نداشتم آخرین روزی که همدیگر رو میبینیم….
همیشه از این میسوزم که چرا قدر فرصتم رو ندونستم وقتی …. میدونستم فرصت کوتاهه! خیلی کوتاهتر از اونی که فکرش رو میکردم!
بگذریم! فردا کنکور کاردانی به کارشناسیه.کنکوری که من هیچوقت توش شرکت نکردم و نخواهم کرد ولی یکی از چیزهایی بود که تاثیر زیادی روی مسیر زندگیم داشت.یعنی اول قرار بود شرکت کنم ولی بعد همه چی تغییر کرد! یادمه تابستونه پارسال درس خوندن برای کنکور رو شروع کردم! میخواستم رتبه اول بیارم! چه خیال کودکانه ایی!
تقریبا همه ی بچه ها جز من و بابک شرکت کردن.اتفاقا الان ناصر زنگ زد که بپرسه حوزه امتحانیم کجاست تا فردا با هم بریم! بیشتری ها یا امیر کبیر هستن یا علم و صنعت.تعدادی از بچه ها توی همین محیط زیست ادامه تحصیل میدن.بعضی ها بهداشت،معدن،مکانیک و حتی یک نفر هم صنایع غذایی.
برای تمام دوستان عزیزم آرزوی موفقیت میکنم!

Tags:

دیدگاهی بنویسید

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: