و من ۲۰ ساله شدم…
دوشنبه, شهریور ۲۵, ۱۳۸۷ ۲۳:۰۷ توسط: مرتضی پورمیرزایسر کار بودم و داشتم رو یه انیمیشن فلش کار میکردم که حسابی اعصابم رو خورد کرده بود!
گوشیم زنگ خورد.داییم بود وقتی گوشی رو برداشتم بی مقدمه گفت:”تولدت مبارک!“
-تولد؟مگه امروز چندمه؟…
امروز تولدم بود و خودم یادم نبود!
همیشه از سن ۲۰ سالگی میترسیدم! پیش خودم این سن رو پایان همه ی بچگی ها میدونستم و میگفتم از اون به بعد باید مثله آدم بزرگها باشم و بچگی رو بذارم کنار! ولی امروز…فهمیدم که خیلی وقته که بچگیم رو گم کردم! اون زمانی که برای خودم گذاشته بودم تا از زندگیم لذت ببرم سر اومده و حتی من خیلی زودتر …
امروز یکی از غم انگیز ترین روزهای تولدم بود.بازهم به حال خودم حسرت خوردم.به فرصتهایی که از دست دادم و خودم رو قاطی کارهای گنده تر از خودم کردم که هیچکس از من انتظار نداشت!شاید خیلی هاشون رو هم درست انجام دادم ولی خودم افسوس میخورم که ای کاش مثله بقیه فقط بچگی میکردم نه اینکه بخوام مثله آدم بزرگها باشم و ادا در بیارم!
تو این ۲۰ سال فقط ۳ روز و ۲ شب زندگی کردم.۳ روز توی سال ۸۶ و ۲ شب تو سال ۸۷!
امروز یه بچه ۲۰ ساله شد.یه بچه ی ۲۰ ساله که فکر میکنه بزرگ شده! یه بچه ی ۲۰ ساله که روزی ۱۲ ساعت کار میکنه! یه بچه ۲۰ ساله که روزهای تعطیل هم میره سر کار! که سر خودش رو گرم کنه.تا شایدخاطرات تلخ زندگیش رو فراموش کنه!
بچه ایی ۲۰ ساله که خیلی بچه است!
—————————
در حاشیه:
*غیر از خانوادم ۳ نفر تولدم رو تبریک گفتن.داییم.بابک و یه نفر که ساعت ۱۲ تو وبلاگم کامنت گذاشته که اسمش رو نمیدونم.کاش اسمتو مینوشتی چون خیلی واسم جالبه که بدونم کی تولدم رو یادش بود!خواهشن اسمت رو بگو.
*آموزشکده برای اولین بار دختر غیر بومی گرفته.پس مطمئنا به دختر ها هم خوابگاه میده.از امسال خوابگاهها توی دانشگاه تربیت معلم کرج خواهد بود.

امتیاز دهید!
Seshanbeh.com

mmj گفته است :
شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۹ ب.ظ
بیست سالگی هم دورانی دارد
safzav گفته است :
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۲:۲۴ ق.ظ
چقدر آدم متولد میشن این روزا …
تولدت مبارک …
یک معلمی داشتیم زمان پیش دانشگاهی که میگفت یک جوری زندگی کنید که اگر یک وقت برگشتید و پشت سرتون رو نگاه کردید هیچ سالی رو این وسط گم نکرده باشید …
برای یه آدم ۲۰ ساله این همه گم کردن و گم بودن یک کم زیادی نیست؟ نمیدونم! شاید من خیلی خوشم و خوش به حالمه تو این دنیا …
حسام الدین گفته است :
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۹:۳۳ ق.ظ
درود بر تویی که ۲۰ ساله شدی. شما را در پایان مراسم وبلاگ نویسان زیست محیطی صفورا معرفی کرد. البته دم ماشین بودیم. من هم زاد روز میلادت را شادباش می گویم. چقدر شهریوری در ان جی او ها داریم.
خوش به حال شماها که تو این سن وسال کم تو این فضاها وارد شدید و ماندید. دلم برای ۹ سال قبل که ۲۰ ساله شدم تنگ شد.
به هر حال برایت ۱۲۰ سال شادکامی و پیروزی را آرزو دارم.
شهریوری گفته است :
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۶ ق.ظ
تولدت رو با یک روز تاخیر تبریک می گم . منم یه شهریوری هستم . راستی از اینکه آموزشکده دختر بومی گرفته مطمئنی ؟ چون من از اینکه اولین بارش نیست مطمئنم چون تا چند سال پیش دوره کاردانی هم بومی می گرفت و هم اینکه خوابگاه دخترها همون دانشگاه تربیت معلم بود . یه سوال خوابگاه پسرها هم تربیت معلمه ؟ آخه خوابگاه خود آموزشکده چی می شه ؟
نا شناس گفته است :
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱:۵۶ ب.ظ
بابا یه کم خودتو تحویل بگیر رفیق! یه نوشابه برات باز کم؟!!!!….
غمین گفته است :
شهریور ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۹ ق.ظ
نتایج اومد از خیلی از بچه ها بی خبرم ولی تا اونجایی که ازشون خبر دارم همه پراکنده شدند . به امید اینکه همگی همکلاسی های سابقمون رو فراموش نکنیم .
خبر گفته است :
شهریور ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۱ ق.ظ
اگه تونستید خبر بگیرید که کی کجا قبول شده ما رو بی خبر نذارید همون بچه هایی که رتبه های خوب آوردن .
ح.ا گفته است :
شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۳:۱۰ ب.ظ
شاد زی پر مهر
ترک زاده گفته است :
شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۸:۴۷ ب.ظ
تبریک.من شما رو لینک کردم،شما هم به من سر بزنید.در مورد محیط زیست مینویسم.منتظرتون هستم.راسی دوستی لینک یادت نره.منو با اسم باران سبز لینک کن.مرسی

baran گفته است :
شهریور ۳۱م, ۱۳۸۷ در ۱:۵۹ ب.ظ
تنبل خان زودتر مثل اینکه هنوز تو کف ۲۰ ساله شدن هستی و بی خیال وبلاگت شدی . چرا خبری ازت نیست ؟ منتظر خبر هستیم .
حسین گفته است :
مهر ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۱ ب.ظ
تولدت مبارک
khodam گفته است :
مهر ۱م, ۱۳۸۷ در ۶:۵۰ ب.ظ
vaghean taze 20 salet shod KOOCHOOLOO
KOOCHOOLOO
KOCHOOLOOO
سیاوش گفته است :
مهر ۱م, ۱۳۸۷ در ۹:۰۸ ب.ظ
بسییییییییییییییییییار وبلاگ زیبایی درای اونو به دوستام معرفی کردم .
حتما مطالب وبلاگت رو باید خوند !
موفق باشی محیط زیست جان !
سما گفته است :
مهر ۲م, ۱۳۸۷ در ۹:۲۷ ب.ظ
سلام.من به اسم ترک زاده یه نظر بالا دادم.من چند روزه که تو رو لینک کردم…….
مرسی که حتی یه سرم به ما نزدی,حالا لینک پیشکش.
امیر حسین گفته است :
مهر ۲م, ۱۳۸۷ در ۹:۲۸ ب.ظ
تنبل گفته است :
مهر ۴م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۲ ب.ظ
بازهم سلام تنبل خان چه خبره ؟ چی شده نکنه خدایی نکرده اتفاقی افتاده یا اینکه تصمیم گرفتی بشینی حسابی درس بخونی . ( روکم کنی ) راستی تو که نمی خواهی مثل سایت آموزشکده تعطیل باشی ما بچه های آموزشکده دلمون به پالاس خوشه و همه جا پزش رو میدیم این کار رو نکن .
Translator گفته است :
مهر ۵م, ۱۳۸۷ در ۴:۰۷ ب.ظ
منم تولدت رو تبریک گفتم که!
برات اس آم اس فرستادم.
چرا منو ننوشتی؟
تنبل گفته است :
مهر ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۳ ب.ظ
من یکی دیگه جدی جدی نگرانت شدم از کجا باید بدونیم که خدایی نکرده اتفاقی برات نیافتاده من فقط به خاطر پالاس conect می شم . امیدوارم که ادامه بدی و اتفاق بدی هم برات نیافتاده باشه .