تصاویر نجات بچه گربه از داخل لوله!

دیروز بعد مدتها کل روز رو خونه بودم! سر ظهر مامانم گفت حالا که هستی برو پشت بام شلنگ کولر رو جمع کن که دیگه هوا سرد شده.گفتم باشه و رفتم پشت بام.

وقتی شلنگ رو از شیر باز کردم دیدم شلنگ زیر ۱ جعبه گیر کرده.جعبه رو بلند کردم و انداختمش سمت دیگه.همین که جعبه رو انداختم.دیدم ۱ گربه شروع کرد به ناله کردن! هر چی نگاه کردم چیزی ندیدم! فکر کردم توهم زدم و رفتم سمت کولر تا اون سمت شلنگ رو هم باز کنم.

همچنان صدای ناله ادامه داشت! دیگه شروع کردم همه جا رو گشتم ولی باز موفق نبودم.رفتم پایین و از مادرم کمک خواستم.گفت هفته پیش صدا ناله و افتادن ۱ گربه از یک جا رو شنیده که چون زود تموم شده چیزی بهم نگفته. خلاصه اینکه کل اونجا رو گشتیم و ۱ لوله پبدا کردیم کنار جایی که کانالهای کولر اومده پایین.طوری که نمیشد توش رو نگاه کرد.به نظرم آمد که گربه باید افتاه باشه اونتو.اول خواستم دستم رو بکنم تو لوله و بکشمش بیرون چون احتمالا باید با سر میفتاده تو.ولی گفتم ریسک نکنم بهتره! به مامانم گفتم بره پایین و ۱ پارچه و گوشیو خواهرم که فلاش داره رو بگیره بیاره از بالا عکس بگیریم ببینیم این گربه کدوم سمتیه؟!

عکس رو گرفتم دیدم حیوونی سرش بالاست.احتمالا با سر افتاده و تا پایین لوله رفته و حالا ۵ طبقه رو اومده بالا! اگر اینطور باشه که این گربه ۱ قهرمانه! چون احتمال اینکه از پشت افتاده باشه و نتونه خودش رو بگیره خیلی کمه.

بخاطر اینکه سرش بالا بو تصمیم گرفتم با پارچه درش بیارم.پارچه رو انداختم تو لوله و کمی پایین بالا کردم تا حس کردم که پارچه رو گرفته و کشیدمش بیرون.یه بچه گربه ناز و خوشگل بود.ولی شدیدا لاغر و استخوانی! وقتی در اوردمش واقعا گیج میزد! دیگه صداش در نمیومد.تکون هم نمیخورد.انگار نفس هم نمیکشید! (اگر من هم بودم واقعا اینطوری میشدم!)

اوردمش پایین تا بهش آب و غذا بدیم.همش دنبال ۱ چیز میگشت وقتی سر پا شد ولی نفهمیدم چی.همش میدوید و اینور انور رو نگاه میکرد! براش کمی گوشت ریختم ولی نه تعادل داشت و نه بویاییش کار میکرد.همه چیه بو میکرد ولی چیزی نمیفهمید انگار حدود ۱۵ دقیقه بعد تونست بوی تکه گوشت کوچیکی که به کاغذی زیر گوشت ها چسبیده بود حس کنه.شروع کرد به خوردن کاغذ.از دهنش کشیدم بیرون و گوشت گذاشتم دهنش که تند تند میخورد.هنوز حس نداشت.وقتی گوشت از دهنش میفتاد بیرون نمیفهمید و الکی میجوید! ۱ بار هم گوشت از دهنش افتاد ۱ برگ رفت دهنش تفاوت رو حس نکرد و برگ رو میجوید(گذاشته بودمش تو باغچه تا کمی رو خاک باشه).

مشکل اینجا بود که لب به آب نمیزد و این داشت نگرانم میکرد.غذاش رو خورد و گذاشتمش تو حیات خلوت.تا غروب گاهی سر و صدا کرد ولی دیگه هیچی نخورد.دم اذان بود که دیدم خیلی سر و صدا میکنه پیچیدمش تو ۱ پارچه و گذاشتمش تو ۱ جعبه تا بخوابه.خیلی زود خوابش برد. اسمش رو هم گذاشتم:”پیشون!

تا صبحم نگران بودم که نکنه امشب بمیره که واقعا داستان غم انگیزی میشد!

صبح که نماز خوندم آمدم بخوابم دیدم سر و صدا میکنه.از جعبه درش اوردم و گذاشتمش تو حیات خلوت تا ۸ صبح که با سر و صداش از خواب بیدار شدم.رفتم براش گوشت ریختم.بویاییش بهتر شده بود و سریع گوشت ها رو پیاده کرد.تا غذا میخورد منم با دستمال نم دار تمییزش کردم چون خیلی کثیف بود.بعد غذاش هم دوباره براش آب گذاشتم که دوید و آب خورد.بیخیال هم نمیشد! خیلی آب خورد.خیالم راحت تر شد!

دیگه همین! الان هم خواب تشریف دارن! تا ظهر پاشن دستور غذا بدن! :-D تا بتونم و مامانم عصبانی نشه نگهش میدارم تا جون بگیره و بعد میذارم بره.امیدوارم حالش خوب شه چون خیلی لاغره.

وای بیدار شد! (@)

Tags: , , ,

۴ دیدگاه to “تصاویر نجات بچه گربه از داخل لوله!”

  1. matinfar می‌گه:

    آفرین به شماکه اینطوربامخلوقات بی زبان رفتارمی کنید.. (F) .

    موفق وسبزباشید.

  2. ژاله می‌گه:

    (F) خیلی جالب بود دوست عزیز.. مطمئن باش این عمل خیر تو از دید خدا پنهان نمیمونه. ولی از کجا آمده بود تو سوراخ کولر؟ (F)

    سلام،
    تو سوراخ کولر نبود.لوله ای کنار کانال کولر بود که افتاده بود اونجا.

  3. telekabin می‌گه:

    وبلاگ شخصی دلاور نجفی حاجی پور
    معاون محیط طبیعی سازمان
    === تغییرش بدی بهتر نیست :-D

  4. telekabin می‌گه:

    نیست ما هم احساساتی O-) هستیم

دیدگاهی بنویسید

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: