Archive for the ‘داستان’ Category
داستان شکار آخرین ببر ایران
سه شنبه, مرداد ۱۳, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۸ No Commentsمطلب جالبی رو در مورد داستان شکار آخرین ببر در وبلاگ اشک های طبیعت خوندم که پیشنهاد میکنم.شما هم بخونید.
کسی که داستان مرگ آخرین ببر مازندران را بازگو می کند پیرمرد ۸۲ ساله بلند قامتی است که گذشت زمان نتوانته است پشت او را خمیده کند.چشمان سبزرنگی دارد. موهای صورتش یک دست سفید شده اند [...]
و اینست اشرف مخلوقات!
چهارشنبه, آذر ۷, ۱۳۸۶ ۱۹:۴۳ No Commentsفقط تصور کنید که بتوانیم سن زمین را که غیر قابل تصور است فشرده کنیم و هر صد میلیون سال را یک سال در نظر بگیریم.در این صورت کره زمین مانند یک فرد ۴۶ ساله خواهد بود.هیچ اطلاعی در مورد ۷ سال اول زندگی این فرد وجود ندارد و در مورد سالهای میانی او اطلاعاتی [...]
عجب زندگی سختی دارد این یوز
جمعه, آبان ۱۱, ۱۳۸۶ ۱۹:۲۰ ۵ Commentsمقاله ی قشنگ زیر رو که به قلم زیبای دکتر اسماعیل کهرم و بر مبنای مشاهدات در پارک ملی سرنگیتیه تانزانیاست با توجه به این نکته بخونید که:“پارک ملی سرنگتی فقط ۱۵ کیلومتر مربع وسعت دارد که در آن ۵ هزار قلاده یوز زندگی میکند. در سراسر این پارک، و مناطق مجاور مانند «ماسائی مارا» [...]
اونا اونجا، ما اینجا
یکشنبه, مهر ۲۲, ۱۳۸۶ ۱۸:۵۵ ۴ Commentsخیلی وقت بود مطلبی به این قشنگی نخونده بودم خواهش میکنم این مقاله رو بخونید
به قلم زیبای دکتر اسماعیل کهرم:
من به دانشجویانم تذکر میدهم که آنچه که ما در کلاس درس، آموزشگاهها، آزمایشگاه و کتابخانه میآموزیم فقط یک روی سکه است و با تمام اهمیتی که دارند همه داستان نیستند.
کار در طبیعت و گشتن در [...]
Seshanbeh.com
