Archive for the ‘اخبار محیط زیست ایران’ Category

مجلس و پیگیری ماجرای ببرهای سیبری

دوشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۸۹

نویسنده: حمیدرضا میرزاده خبرنگار سبزپرس

در هفته گذشته، فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی بالاخره درباره موضوعات زیست محیطی واکنش نشان داد. «انتقال مدیریت سه جزیره فارور، بنی فارور و هندورابی به سازمان منطقه‌ آزاد کیش» و همچنین «مرگ ببر سیبری در تهران» موضوعاتی بودند که فراکسیون محیط زیست مجلس را بر آن داشت که نمایندگانی از سازمان حفاظت محیط زیست و چند سازمان مرتبط با این موضوعات را به همراه چند تن از کارشناسان این حوزه به خانه ملت ملت دعوت کنند.

مسئله انتقال مدیریت سه جزیره به سازمان منطقه آزاد کیش، سال گذشته و برای اولین بار در مجلس مطرح شد و این در حالی بود که مجلسی‌ها بدون در نظر گرفتن حق مالکیت سازمان حفاظت محیط زیست در جزیره فارور به این لایحه رای دادند. جزیره فارور، از سال‌ها قبل به عنوان منطقه حفاظت شده شناخته شده بود و مسئولان اداره کل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان اعلام کرده بودند که قصد دارند این منطقه را از نظر حفاظتی به پناهگاه حیات وحش ارتقاء درجه بدهند.

این جزیره تنها زیستگاه «آهوی کوهی» در ایران است و از سوی دیگر وجود صخره‌های مرجانی در ساحل این جزیره و جزیره هندورابی به عنوان یکی از مهمترین محل‌های زادآوری آبزیان خلیج‌فارس ارزش زیستی این جزایر را افزایش می‌دهند. هنوز دقیقاً معلوم نیست که سازمان منطقه آزاد کیش قصد دارد تا چه فعالیت‌هایی را در این جزایر انجام دهد ولی آنچه مسلم است، این سازمان تاسیساتی را در این جزایر مستقر خواهد کرد.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز در نامه‌ای به رئیس جمهوری خواستار پیگیری و جلوگیری از این انتقال شده بود اما در نهایت مجلسی‌ها بدون توجه به حقوق این سازمان رای به این انتقال مدیریت سه جزیره دادند.

فراکسیون محیط زیست در هفته گذشته درباره این موضوع واکنش نشان داد و باید دید که آیا این فراکسیون می‌تواند مدیریت جزیره فارور را به سازمان حفاظت محیط زیست بازگرداند یا خیر.

اما در همین جلسه، بررسی علت مرگ ببر سیبری در باغ وحش ارم تهران نیز انجام شد و آن طور که در رسانه‌ها آمده بود، موضوع ببر سیبری دلیل اصلی تشکیل این جلسه بود. خبرگزاری «خانه ملت» (که خبرگزاری رسمی مجلس شورای اسلامی است) درباره این جلسه تنها به موضوع بررسی مرگ ببر سیبری اشاره کرده بود.

این مسئله که فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی نسبت به این مسئله واکنش نشان داده و از عدم وجود برنامه‌ریزی صحیح برای نگهداری این حیوانات وارداتی انتقاد کرده بود جای خوشحالی است، اما مروری بر مواضع انفعالی این فراکسیون در مسایل مهم زیست محیطی نظیر «شهادت محیط‌بانان»، «اکتشاف نفت در پارک ملی کویر»، «خشک شدن تالاب‌ها»، «صدور مجوز برای چاه‌های آب غیرمجاز»، «کیفیت بسیار پایین خودروهای ساخت داخل و تاثیر آنها بر آلودگی هوای شهرهای بزرگ» و بسیاری مسایل دیگر، این پیگیری را «عجیب» نشان می‌دهد.

عجیب از آن لحاظ که از نظر زیست محیطی، مرگ یک ببر که نه از گونه‌های بومی کشور بوده و نه از نظر اکولوژیک در طبیعت ایران دارای ارزش بوده است، چندان اهمیتی ندارد. اهمیت این مسئله، در مدیریت و برنامه‌ریزی پروژه احیای ببر بود که پس از هشت ماه نه اعتبار آن تامین شده و نه مقدمات آماده سازی محل اجرای آن تهیه شد. ببرها هشت ماه تمام در باغ‌وحش ارم ماندند و در نهایت نیز به میانکاله نرسیدند تا اینکه ببر نر بر اثر بیماری «مشمشه» جان داد.

نمونه چنین اتفاقاتی در مدیریت دولتی ایران، چندان کم نیست و بسیاری از طرح‌هایی که امروزه آنها را با صفت «تخریبگر محیط زیست» می‌شناسیم دست پخت همین مدیریت‌های ضعیف هستند. خشک شدن تالاب‌ها و رودخانه‌های مهم کشور در اثر ساخت سدهای متعدد و در عین حال کمبود همیشگی آب برای بخش کشاورزی، مشت نمونه خروار این سبک مدیریت است. اما چرا فراکسیون محیط زیست تنها نسبت به عدم وجود برنامه‌ریزی منسجم در پروژه احیای ببر مازندران واکنش نشان داد، شاید ریشه در مسایل دیگر داشته باشد.

شاید با نگاهی به چارت سازمانی «فدراسیون سوارکاری جمهوری اسلامی ایران» بتوان به علت این علاقه فراکسیون محیط زیست مجلس به ماجرای مرگ ببر سیبری پی برد.

«محمد رضا تابش»، نماینده مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی که ریاست فراکسیون محیط زیست خانه ملت را به عهده دارد، همزمان بر کرسی ریاست فدراسیون سوارکاری نیز تکیه زده است.

سازمان حفاظت محیط زیست، علت مرگ ببر سیبری نر را بیماری «مشمشه» اعلام کرد در حالی که پیش از این، هیچ‌یک از منابع رسمی در ایران وجود این بیماری را اعلام نکرده بودند.

همانطور که بارها در رسانه‌ها آمده بود، مشمشه بیماری مختص خانواده اسب و الاغ است و برابر دستورالعمل‌های سازمان جهانی دامپزشکی، به محض مشاهده یک فرد مبتلا به مشمشه در جمعیت اسب و الاغ باید بدون فوت وقت، تمامی افراد در معرض تماس با فرد مبتلا را از بین برد. به این معنی که اگر در اصطبلی، اسب یا الاغی مبتلا به مشمشه دیده شود، باید تمامی اسب‌ها و الاغ‌های در تماس با حیوان بیمار را معدوم کرد و با روش خاصی، دفن کرد. البته این سازمان تبصره‌ای دارد که درمورد حیوانات نادر مبتلا به مشمشه مانند ببر و شیر، می‌توان قرنطینه و درمان را به کار بست.

از طرف دیگر، در مسابقات بین‌المللی سوارکاری عموماً از حضور اسب‌هایی که مواردی از مشمشه در کشور مبدأشان گزارش شده باشد، ممانعت به عمل می‌آید.

به این ترتیب، ابتلای ببر سیبری و شیرهای باغ‌وحش ارم به بیماری مشمشه و انتشار این خبر در رسانه‌های داخلی و خارجی باعث شد تا اسب‌های ایرانی برای مدتی قادر به حضور در مسابقات بین‌المللی نباشند.

به نظر می‌رسد، خطر محرومیت اسب‌های ایرانی در مسابقات خارجی، محمدرضا تابش را بر آن داشته تا واکنشی نسبت به این اتفاق نشان دهد و از مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان دامپزشکی توضیح بخواهد.

در حالی که او و همکارانش در فراکسیون محیط زیست مجلس، تاکنون واکنشی نسبت به وقوع سه حادثه خونین برای محیط بانان سازمان حفاظت محیط زیست که منجر به شهادت دو محیط بان و زخمی شدن یک محیط بان دیگر شد، نشان نداده‌اند. این موضع انفعالی در ماجرای آغاز به کار پروژه انتقال آب از دریای خزر به استان سمنان و همچنین اکتشاف نفت در پارک ملی کویر (به عنوان تنها پارک ملی بدون معارض در ایران) نیز دیده می‌شود.

هر چند که پیگیری موضوع شیوع مشمشه در ایران به عنوان تهدیدی برای کشاورزی و حیات وحش و همچنین پیگیری ماجرای انتقال مدیریت سه جزیره از سوی فراکسیون مجلس، اقدامی قابل تقدیر است اما انتظار فعالان محیط زیست و کارشناسان این حوزه از فراکسیون محیط زیست بیش از این‌هاست. فراکسیون محیط زیست مجلس به عنوان یکی از معدود نهادهای غیردولتی و تخصصی ناظر بر اقدامات دولت، وظایف و ماموریت‌هایی گسترده دارد که قادر است از جایگاه خود در خانه ملت، آنها را پیگیری کند. فعالان و کارشناسان محیط زیست توقع دارند تا مشابه چنین پیگیری‌هایی در مسایل مختلف زیست محیطی از سوی این فراکسیون انجام شود.

منبع

آبان؛ ماه سیاه برای محیط زیست ایران

سه شنبه, ۲ آذر ۱۳۸۹

آبان ۱۳۸۹ بی‌شک یکی از سیاه‌ترین ایام برای طرفداران محیط زیست در ایران است؛ ماهی که همچنان در آن جنگل‌های بی‌نظیر بلوط در مریوان برای پانصد و بیست و نهمین بار در طول یک سال اخیر سوخت و هیچ نهاد مسئولی نخواست یا نتوانست دلایل این آتش‌سوزی پرتکرار را اعلام و یا آن را مهار کند. ماهی که در آن، مهم‌ترین و بزرگ‌ترین پارک ملی کشور، یعنی پارک ملّی کویر هم به دست متولیانش در سازمان حفاظت محیط زیست (و برخلاف ماده ۸ قانون به‌سازی و حفاظت محیط زیست) مورد تجاوزی آشکار قرار گرفت و اجازه اکتشاف و استخراج نفت به سرمایه‌گذار چینی در آن صادر شد؛ آن هم فقط برای ۱۰۰ میلیون دلار. در حالی که مردم اشتوتگارت بیش از یک سال است که در برابر اجرای یک پروژه ۷ میلیارد یورویی موسوم به «اشتوتگارت ۲۱» مقاومت می‌کنند، زیرا بیم آن دارند که با اجرای این پروژه، ۳۰۰ اصله درخت نابود شود. و غم‌انگیز‌تر و حیرت‌آورتر از همه آن که در هشتمین روز از آبان ماه ۱۳۸۹، دیرینه‌ترین باغ اکولوژی ایران و خاورمیانه در نوشهر به بهانه احداث جاده‌ کمربندی برای بندرگاه نوشهر مورد تجاوزی نفرت‌انگیز قرار گرفت و در کمتر از پنج ساعت، بیش از ۵۰ هزار اصله نهال، درختچه و درخت دو تا ۲۵ سال در محوطه‌ای به وسعت هشت هکتار تخریب شد؛ آن هم با مجوز فرماندار شهر. باغ اکولوژی نوشهر را همواره با باغ فلورانس در ایتالیا و کیو در لندن مقایسه می‌کنند و از همین رو به عنوان یک میراث طبیعی ملی، دارای شماره ثبت ۱۷۷۹۵ در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور است، اما به جای آن که قدر چنین مجموعه‌های بی‌نظیری را بدانیم و آنها را از منظر توریسم علمی/ پژوهشی حرمت گذاریم، با دست خود، تیشه به ریشه این مزیت‌های ناهمتای وطن می‌زنیم، چرا؟ مگر ما چند پردیس دیگر در ایران داریم که دارای تنوع زیستی گیاهی به میزان ۱۴۰۰ گونه در سطحی به وسعت فقط ۳۵ هکتار باشد؟ آیا واقعاً همه دلیل بن‌بست شهر نوشهر و گره‌های ترافیکی آن، باید به باغی با مساحت ۳۵ هکتار ختم شود؟ آیا نمی‌شد با تخریب چند باب منزل مسکونی در محوطه‌ خانه‌های سازمانی بندرگاه نوشهر و پرداخت هزینه‌های آن، راهی خردمندانه‌تر و کم‌هزینه‌تر یافت؟ چگونه است که مسئولان سازمان بنادر و کشتیرانی نوشهر به خود حق می‌دهند که به زور و تهدید و به پشتوانه ۲۰۰ نیروی گارد ویژه‌ خود بخشی از ثمره‌ پژوهشی بیش از نیم قرن تلاش دانشمندان و محققان ایرانی و بین‌المللی را ظرف چند ساعت نابود کنند؟ آیا اینگونه می‌خواهیم دانش‌بنیاد و دانایی‌محور حرکت کنیم و نشان دهیم که «پژوهش» برای‌مان مقدس و ارزشمند است؟ تا کی باید نشان دهیم که اصل ۵۰ قانون اساسی برای ما صرفاً یک اصل ویترینی است و هرگز حاضر نیستیم از منافع اقتصادی بخشی و کوتاه مدت برای حفظ حیات اجتماعی رو به رشد مردم ایران بگذریم؟ یادمان باشد اگر این بار در برابر متجاوزان به باغ اکولوژی نوشهر کوتاه بیاییم و آنها را به مجازات نرسانیم؛ باید برای همیشه با خاطره‌ این پردیس‌های زیبا و پژوهش‌بنیاد در عرصه منابع طبیعی کشور خداحافظی کنیم.

منبع

گلستان…

شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۸۹

همچنان میسوزد و انگار نه انگار! ۱ سوم از پارک سوخت!

گزارش تصویری / کشته شدن پلنگ نر بالغ در تربت جام

چهارشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۸۹

سبزپرس – گزارش تصویری: لاشه یک پلنگ نر بالغ، دو روز قبل بر بالای یک دکل برق فشار قوی پیدا شد. محیط بانان پس از پایین آوردن لاشه متوجه شدند که پلنگ به ضرب چهار گلوله کشته شده است. تحقیقات درباره عاملان شلیک این گلوله‌ها ادامه دارد.

منبع

محمدی‌زاده: قصد تکثیر اوریکس عربی در جنوب ایران را داریم!!

سه شنبه, ۶ مهر ۱۳۸۹

به گزارش سبزپرس، مراسم رهاسازی یک جفت اوریکس عربی صبح امروز با حضور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران، وزیر محیط زیست قطر و سفیر ایران در قطر برگزار شد.
در این مراسم، محمدی‌زاده رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: توافق‌نامه‌ای را با کشور دوست و برادر، قطر در حوزه تنوع زیستی به امضا رسانده بودیم. گونه‌ای که برای قطر اهمیت داشت، آهو بود که چند ماه قبل دو آهو به این کشور منتقل شد. در مقابل گونه‌ای که در ایران وجود ندارد و در معرض خطر انقراض است، اوریکس یا غزال عربی با همکاری کشور قطر امروز یک جفت از این گونه به کشور ما منتقل شد.
او ادامه داد: این گونه در کشور فلسطین، عربستان و قطر وجود دارد و گفته می‌شود که جمعیت آن در جهان کمتر از هزار عدد است. اوریکس چه با لحاظ زیبا شناختی و چه به لحاظ تحقیقات ژنتیک برای ما اهمیت دارد که در کشور گونه‌ای جدید و اگرچه غیر بومی را داشته باشیم تا کارهای تحقیقی و تکثیر روی آن انجام شود.
محمدی زاده تصریح کرد: از لحاظ فعالیت تکثیر، جنوب ایران شرایط مساعدی برای تکثیر این گونه دارد و به لحاظ زیبایی نیز غزال عربی یک گونه بسیار زیباست. چند سال قبل که بازی‌های قطر برگزار شد، اوریکس نماد این بازی‌ها بود.
او افزود: خوشبختانه همکاری‌های خوبی در زمینه گردوغبار، توسعه گیاهان و مزارع گلخانه‌ای و پرورش گونه‌های پرندگان کمیاب بین ایران و قطر آغاز شده و یکی از موارد مورد تاکید در رابطه به گیاهان و حیوانات در معرض خطر انقراض هستند.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست همچنین گفت: کار ژنتیکی وسیعی روی گونه‌های مبادله شده انجام شده و خوشبختانه انتقال گونه‌ها انجام شد.
———

اوریکس عربی (Arabian Oryx) یا اوریکس سفید با نام علمی «Oryx leucoryx» یکی از گونه‌های گیاهخوار جهان است که در عربی به آن «المها» گفته می‌شود.
نام این گونه از سال ۱۹۸۶ تا کنون به عنوان گونه در معرض خطر (EN) در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN) ثبت شده است. از سوی دیگر اوریکس عربی در پیوست یک کنوانسیون منع تجارت گونه‌های گیاهی و جانوری (CITES) طبقه بندی شده و برابر مقررات این کنوانسیون، «تجارت» گونه‌های موجود در این پیوست به طور کلی ممنوع است.
برابر اطلاعات IUCN، هم اکنون حدود یک هزار و ۱۰۰ اوریکس عربی در طبیعت کشورهای عربستان سعودی، عمان و فلسطین اشغالی زندگی می‌کنند که عمده این جمعیت نیز (حدود ۹۵۰ عدد) در کشور عربستان سعودی هستند. با این حال در سال‌های دور زیستگاه اوریکس شامل کشورهای مصر، عراق، اردن، کویت، سوریه، امارات متحده عربی و یمن نیز بوده که امروزه در طبیعت تمامی این کشورها، اوریکس منقرض شده است.
همچنین IUCN اعلام کرده که بین شش تا هفت هزار اوریکس عربی دیگر در باغ‌وحش‌ها و مجموعه‌های شخصی در اسارت زندگی می‌کنند.

———

در حاشیه:
بلند پروازی ها واقعا داره نگران کننده میشه!

منبع: ۱ و ۲

چهارمین جشنواره روز حفاظت از یوز آسیایی

پنجشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۸۹

روز ملی یوزپلنگ گرامی باد!

سه شنبه, ۹ شهریور ۱۳۸۹

۹ شهریور ۱۳۷۳ – شهرستان بافق- یک ماده یوز به همراه سه توله اش در گرمای تابستانی کویر، خود رابه سمت نخلستان های اطراف بافق می رسانند تا شاید آبی برای خوردن پیدا کند . ماده یوز و توله ها وارد نخلستان می شوند تا از چشمه ای که داخل نخلستان بود جرعه آبی بنوشند ،‌اما ناگهان در میان سر و صدای مردم محلی خود را محاصره می بینند ، مادر از مهلکه می گریزد و توله های کوچک در میان ضربات چوب و سنگ مردم ناآگاه گرفتار می شوند.

در همین زمان یکی از شاهدان صحنه، خود را به اداره محیط زیست بافق می رساند و ماموران محیط زیست را در جریان موضوع قرار می دهد . ماموران وقتی به محل حادثه می رسند با لاشه بیجان یکی از توله ها مواجه می شوند که دراثر شدت جراحات تلف شده اما دوتوله دیگر در حالیکه به شدت مجروح شده بودند به یزد منتقل می شوند. ولی شدت ضربات وارده بر سر و روی توله ها به قدری بود که توله دوم نیز در میانه راه داخل خودروی محیط زیست می میرد.

توله سوم در یزد تحت مداوای دامپزشک قرار می گیرد اما بلافاصله به تهران منتقل می شود تا از مرگ نجات یابد. در حالی که هنوز ۲۴ ساعت از این واقعه ناگوار نگذشته بود محیطبانان بافق گزارش دادند ماده یوز هر روز به نزدیکی شهر و نخلستان می آید تا توله های کوچکش را جستجو کند. اما این جستجونتیجه نداشت چرا که مادرنمی دانست توله هایش به جز یکی که نیمه جان به تهران منتقل شده،‌ جان باخته اند و اینچنین بود که ماده یوز بعد از یک هفته تلاش بی حاصل،‌ خود رابه کویر دور دست سپرد و برای همیشه رفت.

تنها بازمانده این واقعه که ماریتا نام گرفته بود، بعد از مدتی بهبود یافت اما از سال ۱۳۷۳ تا دی ماه ۱۳۸۲ در پارک پردیسان تهران باقی ماند. دور ماندن این توله ۳ ماهه از مادر، ‌مانع ازاین شد تا او فنون شکار و زندگی در طبیعت را بیاموزد و به همین دلیل رنج زیستن در اسارت را تا ۹ سال بعد با خود به همراه کشید تا سرانجام از بین رفت.

ماریتا که تا آن زمان تنها یوزپلنگ آسیایی محصور در اسارت بود، بیش ازآنکه سمبل مظلومیت یوزپلنگ ها و حیات وحش ایران باشد، سمبل فقراطلاعاتی ما ایرانیان در مواجهه با حیات وحش بود، چراکه خانواده ماریتا به جرم ناکرده حمله به حیوانات اهلی ازهم پاشیده شده بود. خانواده ای که ۴ عضو موثر و زایا داشت برای همیشه از هم پاشید ،‌ از سرنوشت مادر اطلاعی حاصل نشد، اما توله هایی که هر کدامشان می توانستند خانواده کوچکتری در آینده تشکیل دهند و جمعیت یوزپلنگ ها را در ایران افزایش دهند از بین رفتند. هر چند دوتوله جان باختند و ماریتا نجات یافت اما ماریتا بازمانده ای بود که به دلیل تنهایی و نبود جفت، هرگز نتوانست کمکی به رفع انقراض یوزپلنگ ها کند.

او از مرگ نجات یافت و سالروز نجاتش از مرگ،‌ به روز ملی تبدیل شد تا همه طرفداران محیط زیست را برای نجات دیگر یوزپلنگ ها گردهم آورد.

اما شهر بافق که زمانی میزبان واقعه تلخ کشتار توله یوزپلنگ ها در ایران بود،‌امروز به کانون دوستی مردم و حتی مسئولان این شهر با یوزپلنگ تبدیل شده است به طوریکه هرساله به مناسبت روز ۹ شهریور، فعالان محیط زیست در این شهرستان گرد هم می آیند تابا یادآوری واقعه تلخ کشتار یوزها ،‌ افکار عمومی را نسبت به خطر انقراض این گونه آشنا کنند . شاید نصب دو تندیس یوز در محل ورودی شهر بافق و نیز نصب یک تابلو توسط شهرداری بافق با این مضمون که “به شهر یوزپلنگ ها خوش امدید” ،‌تلاش مردم این شهر باشد برای نجات جان یوزپلنگ های آسیایی از خطر انقراض. تلاشی که مطمئنا به نتیجه می رسد اما نیازمند همکاری همه مردم ایران و دستگاههای مسئول برای حفظ آخرین زیستگاهها و جمعیت های باقیمانده یوزپلنگ درایران است .

ممانعت از هر گونه شکار در زیستگاههای یوز،‌ توقف فعالیت های معدن کاوی، عدم عبور جاده های جدید از داخل زیستگاههای ۱۰ گانه یوز و اطلاع رسانی مهمترین اقداماتی است که می تواند بقای سریعترین دونده روی زمین را تا مدتها تضمین کند.

گفتنی است مراسم روز ملی یوزپلنگ به دلیل مصادف شدن این روز با ایام ماه مبارک رمضان ،‌به روزهای ۲۵ و ۲۶ شهریور ماه موکول شده است .

منبع

——-

مراسم امسال ۲۵ و ۲۶ شهریور در باغ وحش ارم برگزار میشه.از تمامی دوستان دعوت میکنم در مراسم شرکت داشته باشن.