Archive for the ‘اطلاعات عمومی’ Category

مرگ گرگ

جمعه, ۱۶ اسفند ۱۳۸۷

مطلب ارسالی به پالاس(یه دوست نا آشنا)

گرگ نر بر پای ایستاده بود و اندکی دورتر از او در کنار درختی ، ماده گرگ ، چون گرگ مرمرینی که رومیان قدیم پرستش میکردند ، به خواب رفته بود.

گرگ نر پیش آمد چنگالهای تیز خود را در شن فرو برد و بر زمین نشست زیرا در یافته بود که راه فرار بر او بسته شده و دیگر راهی برای نجات از مرگ ندارد.

گرگ وقتی تن به مرگ داد از جای برخواست و با خشم تمام گلوی جسورترین سگان شکاری را در دهان آتشین خود گرفت و با آنکه گلوله های پیاپی گوشت و پوستش را در هم میشکافت آنقدر با فکین آهنین خود گلوی تازی را فشرد که سرانجام در پایش در غلتید.

آن وقت به دقت در ما نگریست. کاردهای ما تا آخر در پهلویش جای داشتند. تفنگ های شکاری ما گرداگرد او را به شکل هلالی شوم فرا گرفته بود.

گرگ یک بار دیگر در ما نگریست. سپس بر زمین خفت . چشمان درشت خود را بر هم نهاد و با کمترین فریادی جان سپرد.

یقین دارم که ماده گرگ اگر به خاطر نگهداری کودکانش نبود، جفتش را در کشاکش مرگ تنها نمی گذاشت.

با خود گفتم : دریغا که من با وجود داشتن عنوان پر طمطراق انسان چقدر از خود و همنوعان خودم که همه ضعیف و فرومایه اند شرم دارم.

آه ، ای جانور وحشی ، من اندیشه و احساس تو را خوب دریافتم ، زیرا نگاه آخر تو تا اعماق دلم رخنه کرد.

نگاه تو می گفت : اگر می توانی توهم کاری کن که روحت ، بر اثر کوشش و تفکر ، بدین درجه از غرور و شهامت که من از بدو تولد در دل جنگل ها ، بدان خو گرفتم ، دست یابد .

نالیدن ، التماس کردن ، همه کار بیچارگان سست عنصران است.
اگر مردی ، بار وظیفه سنگین خود را به دوش گیر و آنرا به مقصد برسان ، سپس مانند من بمیر بی آنکه زبان به شکایت بگشایی.

مرگ گرگ ( آلفرد دووینیی )

——————————–

متن بالا رو “یه دوست نا آشنا” تو کامنتهای پست قبل گذاشته بود.گفتم حیفه که همه این متن رو نخونن.

راز بقا

چهارشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۸۷

راز بقا
وقتی ما ایرانی ها این کلمه رو می شنویم ناخود آگاه یاد شیر و پلنگ و آهو می افتیم! یاد دشتهای پر از حیوان آفریقا!زرافه ها و گورخرها، کفتارها و لاشخور ها، یوزپلنگها و سرعت خیره کنندشون توی تعقیب آهوها ….
اما یه سوال!
چرا ما فقط حیات وحش رو تو آفریقا میدونیم؟ چرا همیشه فکر میکنیم حیوانهای مختلف فقط تو آفریقا وجود دارن؟چقدر در مورد حیوانات خودمون میدونیم؟ چند نفر از ما میدونه که تو ایران خودمون بیشتر این حیوان هان وجود دارن؟ پلنگ، گورخر، یوزپلنگ، کفتار و …
شاید واستون جالب باشه که بدونید ایران بزرگترین پستاندار دنیا یعنی وال آبی و کوچکترین اونها که یک حشره خوار کوچکه رو داره! حالا بگذریم از ۱۶۵ گونه پستاندار دیگه که توی همین ایران زندگی میکنن! یا اینکه بیش از ۵۱۰ نوع مختلف پرنده در ایران دیده میشن!و جالبتر اینکه بدونید تنوع حیات جانوری کشور ایران به تنهایی با کل قاره اروپا برابری میکنه!
حالا اگه بگم خیلی از این حیوان هایی که توی فیلمهای راز بقا از آفریقا نشون میده توی چند کیلومتری همین تهران زندگی میکنن چی میگید؟ شاید اسم خجیر رو شنیده باشید.منطقه ایی با وسعت ۱۰٫۰۰۰ هکتار که در شرق تهران واقع شده و فقط یک ربع ساعت  با فلکه سوم تهرانپارس تهران فاصله داره!  تو این منطقه که گفته میشه قدیمی ترین منطقه حفاظت شده جهانه و از ساله ۱۲۷۴ به عنوان شکارگاه سلطنتی حفاظت میشه حیواناتی مثل پلنگ، کفتار، گراز،  روباه، گربه وحشی، پازن، بز کوهی، آهو و …. زندگی میکنن!
منطقه ایی خوش آب و هوا، با طبیعتی بکر که می تونید از فاصله ی نزدیک حیات وحش رو توی محیط زیست خودش ببینید نه از توی تلوزیون و حتی از پشت میله های قفس باغ وحش!
خجیر یه بهشت کنار این تهران با هوای کثیفشه که حتی خیلی از مردمش هم از وجود یه همچین جایی بی خبر هستن.البته از اونجاییکه اهمیت این منطقه از نظر زیست محیطی و به عنوان یک پارک ملی خیلی بالاست افراد بدون مجوز حق ورود به اونجا رو ندارن و چون سازمان محیط زیست برای بکر موندن چنین مناطقی خیلی تلاش میکنه روستاهای خجیر آب، برق و گاز ندارن! بدین معنی که توی منطقه شما چیزی به عنوان تیر برق نمی بینید!
این رو هم بگم که  با وجود حفاظت شدید سازمان حفاظت محیط زیست از این منطقه به عنوان ریه های تنفسی شهر تهران، خجیر هم از توسعه ی بی برنامه ی انسان بی نصیب نمونده.سد ماملو و جاده ی پارچین- پاسداران که از قلب منطقه میگذره ساختار منطقه رو بطور کامل به هم ریخته. هر چند وقت یکبار هم خبر تصادف حیوانات منطقه با ماشینهایی که با سرعت بالا توی جاده ی اصلی حرکت می کنن شنیده میشه.شاید از خودتون بپرسین بودن یا نبودن یک حیوان چه فرقی میکنه؟ میتونم داستان انقراض ببر ایرانی رو مثال بزنم.زمانی که ببر توی جنگل های مازندران زندگی میکرد مردم فقط چون از ببرها می ترسیدن به شکارچی ها پول میدادن تا اونها رو بکشن. تا اینکه در سال ۱۳۳۲ آخرین ببر هم در مازندران شکار شد.در حالیکه تمام مردم منطقه که اکثرا کشاورز بودن فکر میکردن مشکل بزرگی رو حل کردن، متوجه شدن که وقتی ببری وجود نداشته باشه حیوان های دیگه ایی مثل گراز اونقدر زیاد میشن که صدمات زیادی به مزارع کشاورزی می زنن.از اون سال به بعد کشاورز های منطقه با مشکل خیلی بزرگتری مواجه هستند.چون گراز در هر نوبت زایمان میتونه بیش از ۱۲ نوزاد به دنیا بیاره که هر چیزی رو میخورن!
و اما با وجود تمام مشکلات موجود در خجیری که کنار بزرگترین شهر ایران قرار داره، ادامه زندگی حیات وحش به سختی در خجیر امکانپذیره. گسترش فعالیتهای بشری،خشکسالیهای اخیر، شهرک سازی و تخریب مراتع راز بقای حیات وحش منطقه رو پیچیده تر کرده!
و اما کاش زودتر بشر متوجه بشه که وجود حیوانات و طبیعت بکر در اطرافش راز بقا و زنده موندن نوع بشره!
به امید اون روز ….


سلام

اینم از متنی که در شماره ۱۲ ماهنامه راه موفقیت چاپ شد.

اما در مورد مطلب یوزپلنگ(ایران سرزمین شیران) که تو شماره قبلی ماهنامه چاپ شده بود هم باید بگم چون تایپ شدش رو نداشتم تو پالاس نذاشتمش!

خبر اینکه:من هم به آموزشکده بر می گردم!البته آلودگی محیط زیست!رشته اش رو دوست ندارم ولی خوب، چاره ایی نیست!

سبز باشید و استوار

مرتضی

سفرنامه (۱)

سه شنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۸۷

مطلب ارسالی به پالاس(آقای مسعود یوسفی)

منطقه پروند در شهرستان سبزوار قرار دارداین منطقه یکی از بهترین مناطق تحت مدیریت
سازمان محیط زیست در منطقه رویشی ایرانی تورانی است. من  طی سفری که به منطقه داشتم
از نزدیک با آن آشنا شدم ، سفر یک روزه همراه با آقای مهندس خانی رئیس اداره
محیطزیست شهرستان سبزوار ( یکی از بهترین کارمندان سازمان حفاظت محیط زیست که
لطفشون شامل حال همه دانشجویان رشته محیط زیست میشه و به نظر من اگر تمامی مسولان
محیط زیست در همه سطوح اینقدر به دانشجویان در جهت افزایش سواد محیط زیستی کمک می
کردند ما دیگر دانشجوی در سطح کشور نداشتیم که حیات وحش را نشناسد) و صیاد شیخی یکی
از دوستانم. برای اولین بار زاغ بور را توی منطقه پروند از نزدیک دیدم. برایم خیلی
جالب بود .پرنده ای بسیار زیبا از خانواده کلاغها پرنده ای بسیار سریع که در یک چشم
بر هم زدن چندین متر از مکان اولیه خودش فاصله می گرفت  اما به خاطر رنگ روشنش میشد
با چشم لابلای بوته ها دنبالش کرد .از ماسه بادی های منطقه براتون بگم که واقعا
رویایی بودندو مکان زیستی هستند برای انواع حیات وحش. منطقه در نزدیکی مرز استان
سمنان است به طوری که کوهای ذخیره گاه زیست کره توران از دور نمایان بود .سفر، سفری
بود که سواد من را در زمینه پرندگان افزایش داد با اطلاعاتی که آقای مهندس خانی
داشتند قطعا هر دانشجوی دیگری هم  جای من بود اطلاعات خوبی کسب می کرد . راستی یک
نشریه به اسم پودوسز تو ایران چاب میشه که در واقع اسم آن اسم جنس زاغ بور می باشد
که مقاله های خیلی خوبی را چاپ میکنه کسانی که علاقمندند میتونند از این نشیریه
استفاده کنند این آدرس نشریه است.

 

    http://www.wesca.net/podoces/podoces1.html
ضمیمه/
نقشه پراکندگی زاغ بور:

مطالعه سوسماران در ایران

یکشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۸۷
مطلب ارسالی به پالاس(آقای مسعود یوسفی)

در طی سالهای متمادی و درازی مطالعات وسیعی در ایران بر روی خزندگان و به خصوص سوسماران صورت گرفته است . و محققین زحمات بسیاری را در این زمینه کشیده اند با این حال به گفته آقای دکتر نصرالله رستگار پویانی مارا طولانی در رابطه با خزنده شناسی در ایران پیش رو داریم.

در زمینه سوسماران آقای دکتر بلوچ کتاب جغرافیای زیستی سوسماران ایران را و آقای استیون اندرسون کتاب سوسماران ایران را به چاپ رساندند. کتاب سوسماران آقای اندرسون در واقع مجموعه کارهایی است که دانشمندان ایرانی وغیر ایرانی وخود اندرسون در زمینه مطالعات سوسمارهای ایران داشته اند . و کتاب جامع در زمان خود محسوب می شده است. همچنین آقای رستگر پویانی و همکاران در سال ۱۳۸۵ کتاب راهنمای صحرایی خزندگان ایران (جلد اول )را به چاپ رساندند.

حال زمین خوب نیست!

جمعه, ۲۰ دی ۱۳۸۷

جزایر مالدیو تا چند سال دیگر به طور کامل به زیر آب فرو خواهند رفت!
تا چندی دیگر شهری با نام “ونیز” وجود نخواهد داشت!
نسل خرسهای قطبی برای همیشه از از روی زمین منقرض خواهند شد!
اینها فقط پیامدهای کوچکی از پدیده بزرگ “گرمایش زمین” یا “Global Warming” هستند. پدیده ایی که شاید کمتر در مورد آن شنیده یا خوانده باشید.

صدماتی که بی وقفه توسط بشر بر پیکره ی این کره ی خاکی وارد می شود بالاتر از حد تحمل زمین است بطوریکه به زودی آنرا به زانو درخواهد آورد.آن زمان است که دیگر جایی برای پشیمانی وجود ندارد و این کودکان ما هستند که باید تاوان ندانم کاری نسلهای پیشین را بپردازند. ندانم کاریی که بهانه ی ساخت آینده ایی زیباتر برای نسلهای آینده اتفاق افتاده است!
قطع بی رویه ی درختان مخصوصا در جنگلهای آمازون در آمریکای جنوبی  که ریه های تنفسی زمین به شمار می آیند، استفاده بی اندازه از سوختهای فسیلی که موجب تولید بیش از حد گازهای گلخانه ایی می شود از دلایل اصلی گسترش پدیده گرمایش زمین محسوب می شوند. مهمترین گازهای گلخانه ایی شامل بخار آب، دی اکسید کربن هستند. این گازها با ویژگیهای خاص خود موجب حبس شدن گرما در جو زمین و جلوگیری از خروج گرما از آن می شوند.
 دمای زمین در طول صد سال گذشته ۰٫۷۴ درجه افزایش یافته است.شاید این رقم به نظر کوچک بیاید اما در عمل میتوان خشکسالی های اخیر را به عنوان شاخص ترین اثرات این پدیده عنوان کرد.پدیده ی گرمایش زمین فقط موجب گرم شدن زمین نمیشود. بلکه بیشتر موجب عدم پایداری جو و بارش بارانهای سیل آسا و پراکنده می شود. بارندگیهایی که نه تنها سودی برای انسان ندارند بلکه موجب وارد آمدن صدمات جانی و مالی غیر قابل جبرانی خواهند شد.
اولین پیامد این پدیده را می توان در آب شدن یخهای قطبی و یخچالها ی دائمی مشاهده نمود. و این بدان معناست که انسانی که هم اکنون با مشکل جدی برای بدست آوردن آب شرب سالم رو به رو است به سرعت در حال از دست دادن مهمترین ذخایر آب شیرین خود می باشد. آب شدن یخهای قطبی علاوه بر اینکه سطح آب دریاها را بالا می آورد موجب از بین بردن زیستگاه خرسهای قطبی و محل زندگی اسکیمو ها، موجب رقیق شدن آب دریا و بخار شدن بیشتر آب میشود.این عمل در باریدن بارانهای سیل آسا موثر است.این بارانهای سیل آسا موجب از بین رفتن مزارع کشاورزی و فرسایش خاک میشود. خاکی که برای تامین غذای بشر به شدت مورد نیاز اوست.همکنون نیز در کشورهای پر جمعیت کشاورزان مجبورند با پله پله کردن کوهها کمبود زمین برای تامین غذا را جبران کنند.
طوفانهای سهمگین دریایی جان ساحل نشینان را تهدید میکند. افرادی هم که دور از دریاها زندگی می کنند از صدمات و پیامدها ی این پدیده ی شوم بی نصیب نخواهند ماند! بادهای گرم و سوزناک،خشکسالی های پی در پی، قحطی و گرسنگی و گسترش بیماریهای عفونی از دیگر پیامدهای گرمایش زمین خواهد بود.گسترش بی سابقه ی مالاریا یکی از مشکلات بزرگی خواهد بود که آینده قاره ی آفریقا را تهدید می کند.
از نمونه های اثرات گرمایش زمین در ایران، می توان از خشک شدن  دریاچه ارومیه یاد نمود.  احداث پل میان گذر و ساخت سد بر روی رودخانه های ورودی به این دریاچه نیز بر سرعت خشک شدن آن افزوده است. بطوریکه   پیش بینی     می شود حد اکثر تا ۱۰ سال دیگر این دریاچه به طور کامل خشک شده و به یک شوره زار بزرگ تبدیل شود و این خود آغاز      فاجعه ایی بزرگ است!
حتی اگر از نابودی حیات وحش غنی منطقه  چشم پوشی کنیم، خیل عظیم نمکهایی که با خشک شدن آب در دریاچه باقی مانده اند با وزش باد منتقل شده و بخش اعظم زمین های کشاورزی استانهای  آذربایجان غربی و شرقی و استانهای اطراف  را  غیر قابل استفاده و بایر خواهد نمود.حتی پیش بینی  می شود این نمکها زمینهای کشور ترکیه را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
 این اتفاق نمونه ی بزرگتریست از فاجعه ایی که سال گذشته در دریاچه ی بختگان در استان فارس رخ داد. با شروع آبگیری سد سیوند و کاهش ناگهانی آبهای ورودی به این دریاچه در طول یک هفته بیش از ۲۰۰۰ جوجه فلامینگو از بین رفتند و از بختگان چیزی جز یک شوره زار باقی نماند!
در حالیکه برخی منابع معتبر اعلام کرده اند نقطه ایی مشخص از کویر لوت در ایران گرم ترین نقطه ی کره ی زمین است(۷۰ درجه سانتیگراد در زیر سایه)، به نظر مشکل ما با  پدیده ی گرمایش زمین دو چندان خواهد بود. مشکلی که مسئولیت ما را  دوچندان میکند.
امروزه هر یک از ما  سهم بزرگی در جلوگیری از گسترش و پیشرفت این پدیده بر عهده دارند. شاید به نوعی بتوان از این سهم به یک وظیفه ی انسانی در قبال نسلهای آینده یاد نمود. امروز کره ی خاکی ما به سان فردیست که از شدت بیماری و تب در گرمای خود میسوزد این وظیفه ی تک تک اندامهاست که با همکاری یکدیگر خانه ی خویش را از نابودی و ویرانی نجات دهند.
هر چند زمین به شدت بیمار است اما ما با کارهای کوچکی چون حفظ درختان، استفاده بهینه از سوختهای فسیلی، گسترش فرهنگ بازیافت مواد نفتی، صرفه جویی در مصرف آب سهم خود را در قبال خانه یا بهتر بگویم…. مادر خود! به انجام برسانیم. یادمان باشد انسان جایی جز زمین برای زیستن نمیشناسد!


این مطلب به اضافه یک متن در مورد یوزپلنگ در شماره ی ۱۱ ماهنامه راه موفقیت با اسم من و پالاس به چاپ رسید.متن یوزپلنگ رو نذاشتم چون حرف در موردش زیاد زدیم!

دوستان میتونن مطالبشون رو بفرستن تا در صورت تایید در ماهنامه چاپ بشه.

گریگوری کولبرت

یکشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۸۷

مطلب ارسالی به پالاس(آقای حسین میبودی)
“گریگوری کولبرت متولد ۱۹۶۰ تورنتو-کاندا .(gregory colbert
کولبرت در جوانی به عنوان مستندساز فعالیت هنری خود را در فرانسه شروع کرد. در ۱۹۹۲ اولین نمایشگاه عکسش با نام “امواج زمان(Timewaves)” در مووزه Elysee سوئیس برپا شد که تحسین منتقدین را به همراه داشت. پس از آن کولبرت به مدت ۱۰ سال هیچ فعالیت هنری را به نمایش نگذاشت و در عوض در تمام این مدت در کشورهایی چون هند، برمه، سریلانکا، اتیوپی، مصر و … به ثبت تصاویر پرداخت
.در سال ۲۰۰۲ حاصل این سفر او در شهر ونیز ایتالیا به نمایش گذاشته شد. این نمایشگاه در وسعت ۱۲۶۰۰ متر مربع، بزرگ ترین نمایشگاه تاریخ اروپا لقب گرفت که تمامی آثار آن متعلق به یک عکاس می باشد. این نمایشگاه که “خاکستر و برف(Ashes and Snow)” نام داشت، از تعامل بین حیوان و انسان سخن می گفت. حیواناتی نظیر فیل ها، نهنگ ها، لک لک های مصری، یوزپلنگ و …
نمایشگاه خاکستر و برف تا کنون در شهرهای مختلف ایالت متحده و نیز دیگر کشورهای جهان برگزار شده است

پایگاه رسمی : http://www.ashesandsnow.org/
کولبرت گفته بود هر کس از حیوانی عکس می گیره باید هزینه ای رو برای حفظ و حیات اون حیوون انجام بده”

 

ماهی قرمز آری یا خیر؟!

شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۸۶

این چند روز جریانی توی بلاگستان سبز راه افتاده که در مورده خرید یا عدم خرید ماهی قرمز برای سفره ی عیده! البته من خودم هم با این طرح که ماهی قرمز نخریم موافقم.این جریان از وبلاگ پرنده خارزار شروع شد.من خودم که وقتی دلایلشو خوندم قانع شدم.عین متنو این پائین مینویسم بخونید.

 

                                    سال نو را با مرگ ماهی های قرمز آغاز نکنیم

ایده راه اندازی یک جریان وبلاگی برای فرهنگ سازی برای این که مردم ماهی قرمز برای سفره هفت سین نخرند از طرف مریم خورسند مطرح شد. این لوگو هم کار نیلوفر شیخلر عزیز هست و پویش)یک عالمه مرسیییییییییی). از کلیه دوستان علاقه مند به مسائل زیست محیطی و بقیه دوستان وبلاگ نویس خواهش می کنیم با درج این لوگو  برای جلوگیری از مرگ ماهی های قرمز، تلاش کنند.

مریم خورسند در بیان دلایل این که چرا نباید ماهی قرمز بخریم میگه: 

سالی ۶۰میلیون قطعه ماهی قرمز بین ۱۵ اسفند تا ۱۵ فرودین سر سفره های هفت سین می میرند

ماهی های قرمز، ۱۵۰سال پیش و از چین توسط شاهزاده های قاجار وارد هفت سین شده اند و سنت قدیمی نیستند

این ماهی ها دارای بیماری پیسوریازیس بوده، به علت حمل و نقل نادرست و غیر اصولی در طول مسیر؛ حداقل دو بار سکته کرده اند

بعد از ایام نوروز، همه منتظر مرگ ماهی های قرمز هستند و حوصله نگهداری آنها را ندارند