Archive for the ‘سفرها و حرفهای دل دانشجویان’ Category
کاش من هم خارجی بودم!
جمعه, تیر ۲۵, ۱۳۸۹ ۲۳:۵۶ ۱ Commentاینروزا آموزشکده رو دیدین زیاد تعجب نکنید!
آخه قراره دانشجوی خارجی بگیره! بالاخره زشت جلو خارجی ها،
چمن هامون علف باشه،
سالنمون کوچیک باشه،
انتخاب واحدمون کتیبه ای باشه،
وب سایتمون میراث فرهنگی باشه،
آب سرد کنمون چشمه باشه،
آبه گرممون آرزو باشه،
دستشویی مون تاریک خونه باشه،
شیر های آب برقی نباشه،
وای اگه که اینترنتمون قطع باشه!!
یا اگه به جای گوشت تو کباب [...]
پولتشارات!
پنجشنبه, خرداد ۶, ۱۳۸۹ ۱۶:۵۹ No Commentsبسی خرسند گشته بودیم از احداث دارالانتشارات در آموزشکده اول شیخ آباد!
اما مثل خیلی های دیگه تو آموزشکده این اتفاق میمون هم تغییر کاربری داد و با عنوان پولتشارات به کار خودش ادامه میده! بالاخره قراره آموزشکده پژوهشکده بشه! همه باید دست به دست هم دهند به … دانشجو رو کنن [...]
و پایان تلخ ۱ رویا…
شنبه, اسفند ۲۲, ۱۳۸۸ ۰:۰۴ ۴ Commentsانقدر ناراحت و عصبانیم که واقعا نمیدونم چی باید نوشت!
اما آب که از سر بگذره چه ۱ وجب چی به اندازه روغن آشی که … واسه دکتر گشتاسب پختن!
۵ ترمه که شدم!
خیلی ها بهم گفتن حرف نزنم! برای مدتی سکوت کردم تا یادم بره.چیزی نگفتم. هر بلایی خواستن سرم آوردن! جرمم این بود که از [...]
داستان این نمازخانه!
سه شنبه, اسفند ۴, ۱۳۸۸ ۱:۱۶ No Commentsیکی از شگفت انگیز ترین ویژگی های آموزشکده محل نمازخونه است! به تعداد موهای سر بچه های آموزشکده ضربدر عدد آووگادرو محل نمازخانه تغییر کرده! اکثرا باید مراقب بود که حین نمازخوندن نمازخونه رو جا بجا نکنن و با خیال راحت نمیشه به سجده رفت!
مدتی در کتابخانه فرش انداحته بودند و نمار میخوندیم.مدتی بیرون.مدتی خوابگاه.مدتی [...]
کاش!
جمعه, بهمن ۹, ۱۳۸۸ ۱:۰۳ ۳ Commentsکاش استادهایمان کمی مردانگی می آموختند!
اردوی انجمن علمی در پارک ملی خجیر
پنجشنبه, آبان ۷, ۱۳۸۸ ۲۱:۰۱ ۲ Commentsبعد از مدتها پیگیری بالاخره با تلاش خانم دهقان؛ دبیر انجمن علمی آموزشکده محیط زیست، اولین اردوی جمعی انجمن با وجود مشکلات فراوان در پارک ملی خجیر برگزار شد.تعداد ۱۶ نفر از دانشجویان آموزشکده در این اردو شرکت داشتند.خدا رو شکر همه چی عالی پیش رفت تا اولین اردوی انجمن بچه ها رو راضی نگه [...]
خداحافظ ۸۶
پنجشنبه, تیر ۱۱, ۱۳۸۸ ۱۳:۱۱ ۱ Commentورودی ۸۶ هم دیگه فقط یک خاطره است و نه بیشتر!
۲ روز پیش آخرین امتحانشون رو هم دادن و خداحافظی کردن با آموزشکده.چون تهران کار داشتم نتونستم زیاد پیششون بمونم و سریع باهاشون خداحافظی کردم.
یادش بخیر اولین نفری که ازشون دیدم تو روز ثبت نام سید صالحیان بود.یه بچه غد اهل شهر ری! پسر با [...]
Seshanbeh.com
