Archive for the ‘سفرها و حرفهای دل دانشجویان’ Category
یه یادگاری!
شنبه, خرداد ۹, ۱۳۸۸ ۰:۱۶ No Commentsپنجشنبه خجیر بودم.برای اردوی درس اکوسیستم های آبی. تنهایی رفتم که شاید چیزی ببینم.بد نبود.۷-۸ تا تیهو.یه مار ، ۴ تا میش و یک بره.اینم عکس یادگاری از غروب وقتی داشتم بر میگشتم باغشاه:
سفرنامه کویر؛ اون روی سکه!
پنجشنبه, اردیبهشت ۱۷, ۱۳۸۸ ۰:۰۰ ۲ Commentsتوجه:این حرفها چیزهایی که خودم دیدیم.خدایی نکرده برای بده کردن کسی این حرفها رو نمیزنم.پس…
باید اعتراف کنم سفر کویر امسال فوق العاده بود!
نمی دونم حرفهایی رو که میزنم باید از کجا باید شروع کنم.
تو قصر بهرام ۳ نفر بودن.محیط بان شاه حسینی، پسر شاه حسینی با نام سجاد و یک سرباز محیط بان به نام [...]
سفرنامه پارک ملی کویر -۱-
جمعه, اردیبهشت ۴, ۱۳۸۸ ۱۸:۲۰ ۲ Commentsامسال هم مثل سال گذشته عید رو رفتم کویر و بازهم ماشینمون پیکان وانت بابام بود! اما، امسال سفرش کاملا متفاوت با پارسال بود:
روز ۶ فروردین روز حرکتمون به سمت پارک ملی کویر بود.ساعت ۹ صبح پیشوای ورامین با بچه ها قرار داشتم.بابک طبق معمول دیر کرد!خلاصه بعد از خرید حدود ساعت ۱۰ از پیشوا [...]
سفرنامه (۱)
سه شنبه, بهمن ۲۲, ۱۳۸۷ ۱۱:۰۲ ۲ Commentsمطلب ارسالی به پالاس(آقای مسعود یوسفی)
منطقه پروند در شهرستان سبزوار قرار دارداین منطقه یکی از بهترین مناطق تحت مدیریت
سازمان محیط زیست در منطقه رویشی ایرانی تورانی است. من طی سفری که به منطقه داشتم
از نزدیک با آن آشنا شدم ، سفر یک روزه همراه با آقای مهندس خانی رئیس اداره
محیطزیست شهرستان سبزوار ( یکی از بهترین کارمندان [...]
سفر کارورزی _قسمت آخر-
شنبه, مهر ۲۰, ۱۳۸۷ ۱۳:۴۷ No Commentsاز جالبترین نکات روز آخر سحر خیز شدن بچه ها بود! صبح زود همه بیدار شدن.خیلی زود هم وسایلها جمع شده بود و داشتن کوله ها رو میبردن تو اتوبوس! به قول میثم تازه وقت شروع شدن کارورزی بود!…کار خاصی نداشتیم تا فکر کنم ساعت ۱۰ که قرار بود مدیر کل محیط زیست اصفهان برامون [...]
کارورزی فارس -۲-
یکشنبه, مهر ۷, ۱۳۸۷ ۱۴:۵۸ ۱ Commentصبح قبل از طلوع آفتاب بیدار شدم .به امید اینکه بتونم فلامینگو ببینم! با اینکه محیط بانها بهمون گفتن صبح میتونید از همین جا فلامینگو ببینید(!) فلامینگویی که ندیدم هیچ…خبری از دریاچه هم نبود!دریاچه بشدت خشک بود ولی از دور آب دیده میشد.دوربین عکاسیم رو برداشتم و راه افتادم.…یه چند کیلومتری راه بود.وسطهای راه هم [...]
کارورزی اصفهان -۴-
چهارشنبه, مرداد ۳۰, ۱۳۸۷ ۱۱:۲۹ No Commentsجمعه ۴ مرداد
قرار بود صبح ساعت ۴ حرکت کنیم.بازهم همون قصه ی همیشگی و عقب موندن ما! دیگه بعد از اون پارتی شبانه و چند ساعته حقم داشتیم خواب بمونیم!
…اتوبوس تو تاریکی حرکت کرد و همه تو اتوبوس خوابیدیم.نزدیکهای اصفهان دوباره به لطف یکی از بچه ها همه به جز حمید بخشی که استاد خوابه [...]
Seshanbeh.com
