Archive for the ‘سفرها و حرفهای دل دانشجویان’ Category
کارورزی اصفهان -۳-
شنبه, مرداد ۲۶, ۱۳۸۷ ۱۱:۳۴ No Commentsپنجشنبه ۳ مرداد
قرار بود صبح زود بریم به دوربین تله سر بزنیم.من یکم دیر از خواب پاشدم! وقتی داشتم میدوییدم که برم پیششون از دور دیدم که دارن برمیگردن.اونطور که دکتر میگونی میگفت جلوی دوربین رد پلنگ دیدن!دوربین هم فقط یه عکس گرفت بود.
صبح موته و پاسگاهی که ما اونجا بودیم
…قرار بود به سمت پارک [...]
کارورزی اصفهان -۲-
دوشنبه, مرداد ۲۱, ۱۳۸۷ ۱۱:۳۵ No Comments۲ مرداد ۸۷
آقای عطایی صبح اومد دم چادر ما و بیدارمون کرد.وقتی از چادر اومدیم بیرون فهمیدیم که چون دور از بقیه بودیم خواب موندیم و همه برای رفتن حاضرن! خیلی سریع حاضر شدیم و با عجله سوار اتوبوس شدیم.قرار بود بریم توی منطقه ی امن گشت بزنیم.از اونجا که دکتر میگونی [...]
کارورزی اصفهان -۱-
سه شنبه, مرداد ۱۵, ۱۳۸۷ ۱۱:۳۷ No Commentsسه شنبه ۱ مرداد.
صبح زود خودمون رو به آموزشکده رسوندیم.آخه کارورزی داشتیم! ۶ واحد درسی که توی مسافرت دسته جمعی میتونستیم پاس کنیم! برای خیلی ها که دانشجوی محیط زیست نیستن این قضیه خنده داره! ۶واحد فقط برای یه مسافرت ۷ روزه؟!
خلاصه صبح حدود ۳۰ نفر دانشجو بودیم که تو آموزشکده جمع شدیم و آماده [...]
بار دیگر …
سه شنبه, مرداد ۸, ۱۳۸۷ ۱۱:۴۹ No Commentsدیگه از با هم بودن چیزی نمونده جز در خاطره ها!
با تموم شدن دوره ی کارورزی ورودی های ۸۵ هم به خاطرات پیوستن!
در مدت کارورزی بیش از پیش به هم وابسته شدیم.با هم بودن، همکاری ،نظم و دوست داشتن رو با هم تمرین کردیم تا در اوج وابستگی با اشکهایی که کف [...]
چه کردم؟
یکشنبه, تیر ۹, ۱۳۸۷ ۱۱:۱۳ No Comments“پرنده دوست نداشت که پرواز کنه.ولی… افسوس! وقته رفتن بود.
چه زود دیر میشه!ولی چه خوبه همیشه یادمون بمونه که روزی با هم بودیم.”
این اس.ام.اسی بود که روز آخر نوشتم و برای همه ی بچه ها فرستادم.شاید هم آخرین اس.ام.اس ام به خیلی هاشون بود! این روز ها بچه ها خیلی Miss call میندازن! مهربون شدن!!!!!
البته [...]
خداحافظ
پنجشنبه, تیر ۶, ۱۳۸۷ ۱۱:۱۶ No Commentsسال بی خداحافظی سلام کردیم
و امروز بی سلام ، خداحافظی!
خدا حافظی
لغتی کوتاه اما …
خداحافظی با کسانی که جزئی از زندگیم شده بودند.
خداحافظی با جایی که زمانی عاشقش بودم ولی آن حتی یک لحظه …
ناگفته ها بسیار ، رنج بسیار ، خاطرات بسیار و فقط این فرصت است که کوتاه است.
خداحافظ کلاس و میز و تخته
راهرو
همچون [...]
اردوی خیرود کنار ، تلخ یا …..
چهارشنبه, خرداد ۸, ۱۳۸۷ ۱۹:۴۷ No Commentsجنگل آموزشی خیرود کناردومین اردویی که ما رو بردن …..نمیدونم از کجا شروع کنم….!؟صبح جمعه هفته ی پیش قرار بود ساعت ۷ آموزشکده باشیم.ولی ما بچه های تهران ساعت ۷ هنوز تو مترو بودیم.ساعت ۸/۳۰ رسیدیم در حالیکه اتوبوس داشت راه میوفتاد.سریع سوار شدیم.در آخرین روزهای درسمون تو آموزشکده ، دنبال خاطرات جدید!سفر ما از [...]
Seshanbeh.com
