همین الان، به آموزشکده محیط زیست مجازی بپیوندید!
 



آخرین اخبار رسمی آموزشکده محیط زیست کرج

اردوی انجمن علمی در پارک ملی خجیر

منفیمثبت (3 امتیاز​، 11 رای)
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه,۸۸/۰۸/۰۷ ، ساعت : ۲۱:۰۱ | توسط مرتضی پورمیرزای | چاپ این نوشته

بعد از مدتها پیگیری بالاخره با تلاش خانم دهقان؛ دبیر انجمن علمی آموزشکده محیط زیست، اولین اردوی جمعی انجمن با وجود مشکلات فراوان در پارک ملی خجیر برگزار شد.تعداد ۱۶ نفر از دانشجویان آموزشکده در این اردو شرکت داشتند.خدا رو شکر همه چی عالی پیش رفت تا اولین اردوی انجمن بچه ها رو راضی نگه داره.

خودم برای اولین بار ۱ گله ۱۰۰ تایی قوچ و میش دیدم در این سفر که واقعا هیجان انگیز بود و همین طور یک افعی البرزی که فیلمم خوب شد ازش ولی عکسهام خوب نشد.

از خانم طیرانی هم که برای خریدها کمک کردن تشکر میکنم.(این اردو با اردوی جهادی بسیج در روستای خجیر هماهنگ برگزار شد.)

عکس یادگاری بچه ها با یک بزغاله:

برای دیدن عکس بزرگ کلیک کنید.

كلمات كليدي : , , ,

تصاویر نجات بچه گربه از داخل لوله!

منفیمثبت (2 امتیاز​، 8 رای)
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه,۸۸/۰۷/۲۹ ، ساعت : ۱۱:۰۶ | توسط مرتضی پورمیرزای | چاپ این نوشته

دیروز بعد مدتها کل روز رو خونه بودم! سر ظهر مامانم گفت حالا که هستی برو پشت بام شلنگ کولر رو جمع کن که دیگه هوا سرد شده.گفتم باشه و رفتم پشت بام.

وقتی شلنگ رو از شیر باز کردم دیدم شلنگ زیر ۱ جعبه گیر کرده.جعبه رو بلند کردم و انداختمش سمت دیگه.همین که جعبه رو انداختم.دیدم ۱ گربه شروع کرد به ناله کردن! هر چی نگاه کردم چیزی ندیدم! فکر کردم توهم زدم و رفتم سمت کولر تا اون سمت شلنگ رو هم باز کنم.

همچنان صدای ناله ادامه داشت! دیگه شروع کردم همه جا رو گشتم ولی باز موفق نبودم.رفتم پایین و از مادرم کمک خواستم.گفت هفته پیش صدا ناله و افتادن ۱ گربه از یک جا رو شنیده که چون زود تموم شده چیزی بهم نگفته. خلاصه اینکه کل اونجا رو گشتیم و ۱ لوله پبدا کردیم کنار جایی که کانالهای کولر اومده پایین.طوری که نمیشد توش رو نگاه کرد.به نظرم آمد که گربه باید افتاه باشه اونتو.اول خواستم دستم رو بکنم تو لوله و بکشمش بیرون چون احتمالا باید با سر میفتاده تو.ولی گفتم ریسک نکنم بهتره! به مامانم گفتم بره پایین و ۱ پارچه و گوشیو خواهرم که فلاش داره رو بگیره بیاره از بالا عکس بگیریم ببینیم این گربه کدوم سمتیه؟!

عکس رو گرفتم دیدم حیوونی سرش بالاست.احتمالا با سر افتاده و تا پایین لوله رفته و حالا ۵ طبقه رو اومده بالا! اگر اینطور باشه که این گربه ۱ قهرمانه! چون احتمال اینکه از پشت افتاده باشه و نتونه خودش رو بگیره خیلی کمه.

بخاطر اینکه سرش بالا بو تصمیم گرفتم با پارچه درش بیارم.پارچه رو انداختم تو لوله و کمی پایین بالا کردم تا حس کردم که پارچه رو گرفته و کشیدمش بیرون.یه بچه گربه ناز و خوشگل بود.ولی شدیدا لاغر و استخوانی! وقتی در اوردمش واقعا گیج میزد! دیگه صداش در نمیومد.تکون هم نمیخورد.انگار نفس هم نمیکشید! (اگر من هم بودم واقعا اینطوری میشدم!)

اوردمش پایین تا بهش آب و غذا بدیم.همش دنبال ۱ چیز میگشت وقتی سر پا شد ولی نفهمیدم چی.همش میدوید و اینور انور رو نگاه میکرد! براش کمی گوشت ریختم ولی نه تعادل داشت و نه بویاییش کار میکرد.همه چیه بو میکرد ولی چیزی نمیفهمید انگار حدود ۱۵ دقیقه بعد تونست بوی تکه گوشت کوچیکی که به کاغذی زیر گوشت ها چسبیده بود حس کنه.شروع کرد به خوردن کاغذ.از دهنش کشیدم بیرون و گوشت گذاشتم دهنش که تند تند میخورد.هنوز حس نداشت.وقتی گوشت از دهنش میفتاد بیرون نمیفهمید و الکی میجوید! ۱ بار هم گوشت از دهنش افتاد ۱ برگ رفت دهنش تفاوت رو حس نکرد و برگ رو میجوید(گذاشته بودمش تو باغچه تا کمی رو خاک باشه).

مشکل اینجا بود که لب به آب نمیزد و این داشت نگرانم میکرد.غذاش رو خورد و گذاشتمش تو حیات خلوت.تا غروب گاهی سر و صدا کرد ولی دیگه هیچی نخورد.دم اذان بود که دیدم خیلی سر و صدا میکنه پیچیدمش تو ۱ پارچه و گذاشتمش تو ۱ جعبه تا بخوابه.خیلی زود خوابش برد. اسمش رو هم گذاشتم:”پیشون!

تا صبحم نگران بودم که نکنه امشب بمیره که واقعا داستان غم انگیزی میشد!

صبح که نماز خوندم آمدم بخوابم دیدم سر و صدا میکنه.از جعبه درش اوردم و گذاشتمش تو حیات خلوت تا ۸ صبح که با سر و صداش از خواب بیدار شدم.رفتم براش گوشت ریختم.بویاییش بهتر شده بود و سریع گوشت ها رو پیاده کرد.تا غذا میخورد منم با دستمال نم دار تمییزش کردم چون خیلی کثیف بود.بعد غذاش هم دوباره براش آب گذاشتم که دوید و آب خورد.بیخیال هم نمیشد! خیلی آب خورد.خیالم راحت تر شد!

دیگه همین! الان هم خواب تشریف دارن! تا ظهر پاشن دستور غذا بدن! :-D تا بتونم و مامانم عصبانی نشه نگهش میدارم تا جون بگیره و بعد میذارم بره.امیدوارم حالش خوب شه چون خیلی لاغره.

وای بیدار شد! (@)

كلمات كليدي : , , ,

انتصاب محمد باقر صدوق به عنوان معاون محیط طبیعی

منفیمثبت (3 امتیاز​، 5 رای)
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : سه شنبه,۸۸/۰۷/۲۱ ، ساعت : ۸:۱۵ | توسط مرتضی پورمیرزای | چاپ این نوشته
ارسال شده در قسمت : اخبار محیط زیست ایران

بالاخره حکم دکتر صدوق صادر شد و ایشون به سمت معاونت محیط طبیعی سازمان منصوب شدند.

گزارش جشنواره روز حفاظت از یوزپلنگ ایرانی

منفیمثبت (5 امتیاز​، 5 رای)
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : دوشنبه,۸۸/۰۷/۲۰ ، ساعت : ۲۲:۲۸ | توسط مرتضی پورمیرزای | چاپ این نوشته

جشنواره ۲ روزه بزرگداشت روز حفاظت از یوزپلنگ ایرانی به همت انجمن علمی آموزشکده در محل آموزشکده محیط زیست برگزار شد.

این برای اولین بار بود که برنامه ایی با این وسعت در آموزشکده برگزار میشد و خوشبختانه به بهترین نحو انجام شد.لازمه که از پشتیبانی های بچه های انجمن یوزپلنگ ایرانی و همچنین پیگیری های بچه های انجمن علمی آموزشکده، آقای حمید حیدری و خانمها مرضیه دهقان، ریحانه روحی، آمنه روزبهانی و حوری انصاری کمال تشکر رو به عمل بیارم.همچنین تشکر ویژه از آقای مرتضی اسلامی دهکردی، مدیر عامل انجمن یوزپلنگ ایرانی که با وجود پر بودن وقتشون برای سخنرانی دعوت ما رو پذیرفتن و برای سخنرانی به آموزشکده اومدن.

جشنواره شامل ۲ غرفه فروش و آموزش و همچنین سخنرانی آقای اسلامی و پخش فیلم آخرین بازمنده های یوزپلنگ ایرانی در آمفی تئاتر بود.

از آقای دکتر طلائیان هم بخاطر کمک هاشون برای هماهنگی مراسم تشکر میکنم.

برای دیدن عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید.

کلیک کنید – ادامه مطلب ..

جشنواره روز حفاظت از یوزپلنگ ایرانی

منفیمثبت (2 امتیاز​، 2 رای)
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه,۸۸/۰۷/۱۶ ، ساعت : ۱۱:۲۸ | توسط مرتضی پورمیرزای | چاپ این نوشته

انجمن علمی آموزشکده محیط زیست با همکاری “انجمن یوزپلنگ ایرانی” مراسم روز حفاظت یوزپلنگ ایرانی را در محل آموزشکده برگزار خواهد کرد.

در این مراسم آقای مرتضی اسلامی، مدیر عامل انجمن یوزپلنگ ایرانی سخنرانی خواهد کرد.مراسم سخنرانی از ساعت ۱۱ در آمفی تئاتر آموزشکده برگزار خواهد شد.از تمامی دانشجویان دعوت می شود در این برنامه شرکت نمایند.

چند خبر از آموزشکده

منفیمثبت (4 امتیاز​، 4 رای)
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : شنبه,۸۸/۰۷/۱۱ ، ساعت : ۱۹:۰۷ | توسط مرتضی پورمیرزای | چاپ این نوشته
ارسال شده در قسمت : اخبار آموزشکده

*ببخشید که کم مینویسم.مقادیری سرم شلوغ شده با شروع دانشگاه ولی چند تا خبر که شاید دانشجوها بدونن ولی اونهایی که رفتن، نه!

**دکتر گشتاسب معاون جدید آموزشکده شد.

***استاد مجنونیان به آموزشکده برگشت! ایشون شنبه ها ساعت ۱۱ ارزیابی تدریس می کنند.

****بزرگداشت هفته دفاع مقدس توسط بسیج آموزشکده برای اولین بار برگزار شد.

*****در صورت همکاری آموزشکده، بزرگداشت روز یوز ایرانی شنبه ۱۸ مهر با حضور آقای مرتضی اسلامی مدیر عامل انجمن یوزپلنگ ایرانی در محل آموزشکده برگزار خواهد شد.

******جلسه عمومی نشریه سربازان زمین برای اتنشار نشریه شماره ۳ دوشنبه این هفته ساعت ۱۰ در کتابخانه برگزار خواهد شد.

*******وب سایت آموزشکده بالاخره بروز شد! خوشبختانه بعد مدتها سایت رو به آقای احسان محمدی سپردند و از این به بعد خبرها بروز می شود.

و اما خبر مهم اینکه:

استاد هنریک مجنونیان تمام کتابخانه خودشون رو با تمام کتابهای نایاب به آموزشکده محیط زیست اهدا کردند.

۲۱ ساله شدم!

منفیمثبت (1 امتیاز​، 3 رای)
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : سه شنبه,۸۸/۰۶/۲۴ ، ساعت : ۲۲:۴۳ | توسط مرتضی پورمیرزای | چاپ این نوشته
ارسال شده در قسمت : غیره...

بخوانید درر وبلاگ شخصی ام:

دقیقا ۲۰ سال قبل صبح روز ۲۵ شهریور ۱۳۶۸ یا همون ۱۵ سپتامبر ۱۹۸۹ اجنبی و نمیدونم چند چنده عربی، ساعت ۵ صبح در بیمارستان بهارلوی تهران،در رخدادی به نظر ناخوشایند، موجودی زاده شد که شباهت عجیبی به انسانها داشت!نامش رو مرتضی گذاشتند تا…..ادامه متن رو بخونید

هر کسی تبریک بگه نظرش رو پاک میکنم!

كلمات كليدي :