روز جهانی تنوع زیستی مبارک!

منفیمثبت امتیاز دهید!
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : جمعه,۸۸/۰۳/۰۱ ، ساعت : ۱۰:۵۲ | توسط مرتضی پورمیرزایی | چاپ این نوشته

تنوع زیستی چیست؟
 
تنوع زیستی مفهومی است که امروزه در سه سطح ژن- گونه و اکوسیستم مطرح می گردد، ولی این واژه در سطح گونه شناخته شده تر بوده و کاربرد بیشتری دارد.
ژن ها عوامل به وجود آورنده گونه ها می باشند که آنها نیز به نوبه خود واحد اصلی سازنده اکوسیستم ها هستند.
کره زمین از بدو پیدایش تا به امروز شاهد ظهور و انقراض میلیونها گونه مختلف بوده است که شاید مجموع آنها بیش از ده برابر انواع موجودات امروزی باشد.
متأسفانه به دلیل عدم دسترسی کامل به آثار گونه های منقرض شده و یا در برخی موارد عدم وجود چنین آثاری، مطالعه و ارائه نظریه در رابطه با تنوع زیستی موجود بر روی کره زمین در دوران های گذشته آسان نمی باشد. با این وجود شواهد و مدارک مستند و جالبی از حضور بسیاری از گونه های منقرض شده در دسترس است که بوسیله آنها می توان زمان تقریبی ظهور گروههای مختلف جانوری را بر روی کره زمین تخمین زد.
امروزه بر روی کره زمین در حدود دو میلیون گونه موجود زنده شناسایی و نامگذاری شده اند که دانشمندان حدس می زنند که این رقم تا حدود ده میلیون قابل افزایش باشد. البته بخش عظیم این افزایش متعلق به گروههای بی مهرگان و بخصوص بندپایان می باشد.
بی شک مناطق گرمسیری کره زمین بالاترین درصد تنوع گونه ای را شامل می گردند بدین معنا که بیش از نیمی از انواع شناخته شده موجودات زنده در جهان، در این مناطق زیست می نمایند.
کشور ما، ایران، در منطقه پالئارکتیک و از لحاظ آب و هوایی در منطقه معتدله نیمکره شمالی واقع است. ایران به دلیل قرار گرفتن بر روی نوار بیابانی نیمکره شمالی از یک طرف و وجود رشته کوههای مرتفع و طولانی مانند زاگرس و البرز از طرف دیگر و همچنین مجاورت با دریای خزر و خلیج فارس و دریای عمان از زشمال و جنوب، صاحب اقلیم های بسیار متنوعی گشته که خود بر بروز تنوع بالای گونه ای بسیار مؤثر بوده است. تنوع اکوسیستم ها نیز در کشور ایران بسیار چشمگیر بوده که هر یک تعداد متنوعی از انواع موجودات زنده را در خود جای داده اند.
تنوع ژنی نیز درجمعیت های مختلف گونه های موجود بسیار بالا می باشد. این بدان معناست که با وجود اینکه بسیاری از جمعیت های موجود ممکن است به گونه ای واحد تعلق داشته باشند، ولی به دلیل دور بودن یا به نوعی ایزوله بودن این جمعیت ها از دیگران، ژنها در طول زمان های طولانی از قدیم تا امروز دستخوش تغییرات بسیاری گردیده اند که مطالعه بر روی آنها امکان دسترسی به نحوه تکامل آنها را میسر می سازد. این تغییرات در بسیاری موارد منجر به تولید گونه های مجزا نشده و این تنوع در سطح ژن باقی می ماند.
اکوسیستم ها نیز با داشتن شرایط خاص اقلیمی که منحصر به هر اکوسیستم می باشد، انواعی از موجودات زنده را در خود پربورش می دهند که اگر چه ممکن است با اکوسیستم های دیگر از لحاظ تشابه گونه ای همپوشانی داشته باشند ولی هریک از این گونه ها دارای نقشه ژنی متفاوتی هستند که در برخی موارد پس از گذشت هزاران یا میلیونها سال می تواند گونه های جدیدی را رقم بزند.
در اینجا برای آشنایی بیشتر با تنوع زیستی جهان در سطح گونه، دیاگرامی از تنوع گونه ای همه موجودات زنده ارائه شده است:

ref:http://www.irandoe.org

——————————————–

اینم یه عکس پالاس کادوی امروز:

كلمات كليدي : ,

نمک داره می گنده!

منفیمثبت امتیاز دهید!
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه,۸۸/۰۲/۳۱ ، ساعت : ۱۶:۰۸ | توسط مرتضی پورمیرزایی | چاپ این نوشته
ارسال شده در قسمت : اخبار آموزشکده

اول این پست رو که ۶ خرداد سال گذشته نوشتم بخونید: وای به روزی که بگندد نمک! 

*چند وقت پیش گربه معروف آموزشکده رو دیدم که همش اینور اونور میرفت و ناله میکرد! چقدر لاغر شده بود! از بچه ها آمار گرفتم.گویا بنده خدا بار دار بوده و ۳ تا توله به دنیا اورده بوده.جسد ۲ تاشونو پشت آموزشکده پیدا کردن و یکی دیگه رو هم یکی از بچه های بازیافت برده خونشون!

تا پنجشنبه هفته پیش که کلاس HSE داشتیم…..
موقع نهار بود.من رفته بودم واسه بچه ها نهار بخرم.یکی از دوستان sms زد و گفت بیا سمت آلاچیق.وقتی برگشتم آموزشکده رفتم ببینم چی شده.


عکس: ن.سلجوقی

گویا یه نفر قبل از اینکه سیگارش رو خاموش کنه گذاشته بود تو ترک یکی از درختهای چنار کهنسال.درختی که شاید هممون بشناسیمش.یه چنار با یه ترک بزرگ که همیشه وقتی باد میومد صدای جیر جیر میداد.درخت بنده خدا از تو آتش گرفته بود و در حالیکه ازش دود بلند می شد، آقای رمضانی با آب خاموشش کرده بود.
الان خیلی راحت میشه تکه های ذغال شده درخت رو کند!
واقعا درک اینکه چنین اتفاقاتی داره تو آموزشکده محیط زیست میفته واسه من یکی خیلی سخته! شاید باید بیشتر حواسمون به کارهامون باشه!
———————————–
در حاشیه:
*خیلی وقت بود در حاشیه ننوشته بودم!الان خوشحالم!!!!!
*حتما تابلوی زرد رنگ آموزشکده سر خیابون رو دیدین.در اقدامی غیر قابل پیشبینی آموزشکده یه باغچه کوچیک سر خیابون ایجاد کرده.۳ تا درخت و چند تا شمشاد اونجا کاشته شدن.واقعا خوشحالم!

اطلاعیه انجمن علمی آموزشکده

منفیمثبت امتیاز دهید!
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : یکشنبه,۸۸/۰۲/۲۷ ، ساعت : ۲۲:۲۹ | توسط مرتضی پورمیرزایی | چاپ این نوشته
ارسال شده در قسمت : اخبار آموزشکده

انجمن علمی – فرهنگی آموزشکده محیط زیست عضو می پذیرد.

شرایط عضویت:
۱٫پذیرش اساسنامه انجمن
۲٫پرداخت حق عضویت (۲۰۰تومان )
۳٫تکمیل فرم ثبت نام

فعالیت های انجمن:
۱٫برگزاری همایش های زیست محیطی
۲٫جشنواره های فیلم،عکس،نشریه،مقاله نویسی،وبلاگ نویسی،نقاشی،تئاتر،داستان و…
۳٫برگزاری اردوهای زیست محیطی
۴٫فعالیت در رسانه های جمعی و ساخت برنامه های رادیویی و تلویزیونی در جهت ارتقاء دانش زیست محیطی مردم
۵٫برگزاری مراسم روزهای زیست محیطی سال
۶٫دوره های آموزشی علمی – محیط زیستی
۷٫کارهای پژوهشی – تحقیقاتی
۸٫همکاری با سایر NGOهای محیط زیستی

*برای عضویت به یکی از افراد ذیل مراجعه کنید:

آقایان:حمیدرضا حیدری(کارشناسی منابع طبیعی)، مرتضی پورمیرزای(کارشناسی آلودگی محیط زیست ورودی ۸۷)، علی آقاجانی(کاردانی محیط زیست ورودی ۸۶)

خانم ها: آیدین پورخامنه (کارشناسی منابع طبیعی )، مرضیه دهقان (کاردانی ورودی ۸۷)، مریم مشنقی (کارشناسی آلودگی وردی ۸۶)

>>برای دریافت اساسنامه اینجا کلیک کنید.

كلمات كليدي : ,

فقط یک پست جالب!

منفیمثبت امتیاز دهید!
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : شنبه,۸۸/۰۲/۲۶ ، ساعت : ۲۲:۲۹ | توسط مرتضی پورمیرزایی | چاپ این نوشته
ارسال شده در قسمت : اخبار محیط زیست ایران

نمی دونم چرا تازگی در مورد هیچ چیز نمی تونم نظر بدم!!!!!!! شاید خیلی ها خوشحال بشن!

ولی حتما این پست رو که آقای دلاور نجفی تو وبلاگش نوشته رو بخونید چون جالبه.

برای خواندن پست اینجا کلیک کنید

كلمات كليدي :

دارکوب آموزشکده

منفیمثبت (1 امتیاز​، 1 رای)
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : جمعه,۸۸/۰۲/۲۵ ، ساعت : ۲۱:۱۲ | توسط مرتضی پورمیرزایی | چاپ این نوشته
کمی برای تنوع!

امروز یه عکس از دارکوب آموزشکده در حالی که یه کرم برای بچه هاش میبرد گرفتم که فکر کنم بد نباشه یادگاری داشته باشید.اگر کسی نام علمیش رو میدونه لطف کنه! به نظر خودم ممکنه دارکوب بلوچی (Dendrocopos assimilis) باشه! حیوون یاب که نداریم!

كلمات كليدي :

خوشحال باشم یا …

منفیمثبت امتیاز دهید!
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : یکشنبه,۸۸/۰۲/۲۰ ، ساعت : ۰:۳۶ | توسط مرتضی پورمیرزایی | چاپ این نوشته

توی این عکس یه گراز رو می بینید که توسط یکی از آشنایان دورم شکار شده.واقعا نمیدونم این گرازه یا فیل! هنوز اطلاعات دقیقی ندارم که این گراز کجای شمال زده شده و چقدر وزنش بوده.ولی میدونم گوشتش رو یک میلیون و هشتصد فروخته!

من در مورد این کار هیچ نظری ندارم!

كلمات كليدي :

سفرنامه کویر؛ اون روی سکه!

منفیمثبت امتیاز دهید!
بارگذاری ... بارگذاری ...
نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه,۸۸/۰۲/۱۷ ، ساعت : ۰:۰۰ | توسط مرتضی پورمیرزایی | چاپ این نوشته

توجه:این حرفها چیزهایی که خودم دیدیم.خدایی نکرده برای بده کردن کسی این حرفها رو نمیزنم.پس…

باید اعتراف کنم سفر کویر امسال فوق العاده بود!

نمی دونم حرفهایی رو که میزنم باید از کجا باید شروع کنم.

تو قصر بهرام ۳ نفر بودن.محیط بان شاه حسینی، پسر شاه حسینی با نام سجاد و یک سرباز محیط بان به نام آقای شیرین بیان.بهتره از همین مستر سرباز شروع کنیم!

پسر لاغر اندام اهل گرمسار(!) که سربازیه سختی داشت.۱۵ روز کار-۱۵ روز استراحت.شبها قلیون به راه بود و اکثر مواقع تو قصر بود و تلویزیون نگاه میکرد.گاهی هم تمرین ویولن میکرد! از تمام نکات جالبتر اینکه مدرکش کاردانی بود! تا اونجائیکه من میدونم سازمان فقط دیپلم برای امریه بر میداره! حالا اینجا چه تبصره ایی وجود داره؟

اینم اضافه کنم: روزی که رفته بودیم گرمسار شماره داداشش رو بهم داد تا زنگ بزنم و برم ویولن رو ازش بگیرم! روزهای آخر که واقعا مشکل داشتیم وقتی ازش خواستیم که ما رو با موتور تا یه جا ببره تا موبایل آنتن بده و خانواده هامون رو از نگرانی در بیاریم گفت:”نه! مسئولیت داره!” اینم یه نوعشه دیگه!

———–

شاه حسینی مرد خیلی خوبی بود.اعتراف میکنم چیزی برامون کم نذاشت.هر اطلاعاتی خواستم بهم داد(البته از نوع علمی!).خیلی کمکمون کرد.اما شب سیزده به در که ما به این خیال بودیم که آقای محمدی میخواد فردا صبح ما رو ببره پیشوا اون چون می خواست سیزده به در با خانوادش باشه شبونه با پسرش و محمدی ماشین رو برداشتن رفتن! اینم یه نوعه دیگش!

———-

سجاد پسر بدی نبود.ولی اصلا شباهتی به پدرش نداشت.فکر کنم راهنمایی بود.خیلی پسر پر رو و حسودی بود.خیلی اعصابمون رو میریخت بهم.مثلا یکبار دوربین شکاری منو گرفت و فرار کرد! گفت ممنوعه! یا مثلا ….

خلاصه بدجوری اعصابمون رو ریخته بود بهم! یه بار که تو اتاق نشسته بودیم دعوتش کردیم بیاد تو.به بهونه بازی گرفتیم تا میخورد زدیمش!!!! خودشم نفهمید چی شد! بنده خدا!

———

آقای محمدی، دقیقا نمی دونم سمتش چیه.ولی یه جورایی معاون رئیس پارک بود.یه بار هر چی التماسش کردیم بذاره یه نفرمون با شاه حسینی بره سیاه کوه چند تا عکس بگیره، نذاشت.

۱ روز بعد از سیل دوستانش اومدن قصر.جناب محمدی هم اونجا تشریف داشتن.شاه حسینی و چند نفر دیگه که از گرمسار اومده بودن سوار موتور شدن و رفتن ببینن خسارت سیل چقدر بوده.من که همچنان رو ماشین کار میکردم(البته با کمک یکی از دوستای همون آقای محمدی که خیلی چهرش واسم آشنا بود) وقتی داشتم برمی گشتم تو قصر خیلی اتفاقی شنیدم که محمدی به یکی از دوستاش گفت ماشینو بذار اینجا با ماشین اداره بریم!!!!! حالا کجا؟ الله اعلم! البته از بی سیم یه چیزایی شنیدیم ولی…

تا شب که محمدی تنها برگشت.(اون گروه چند نفر بودن.وقتی محمدی اینا رفتن بقیشون چند ساعت بعد با  اون ماشین که به جاش با ماشین اداره رفته بودن رفتن.)

————-

همه چیز اونجا مشکوک بود! چرا وقتی ما می رفتیم بیرون و برمیگشتیم زیپ کیفها باز بود؟ چرا یه لیوان از نوشابه ایی که ما هنوز پلمپش رو باز نکرده بودیم کم شد؟ و مهمتر از اینکه چرا ماشین خراب شد؟ خراب شدن ماشین یکی از بدترین اتفاقات ممکن بود که همه چیز رو ریخت بهم! شب خیلی راحت برگشته بودیم قصر و خودم ماشین رو خاموش کردم ولی صبح روشن نشد!

حالا جالبتر اینکه وقتی با کلی بدبختی ماشین رو رسوندیم به تعمیرگاه معلوم شد که یه دوست عزیزی زحمت کشیده بودن و تو روغن ماشین شکر ریخته بود! بله! شکر! واقعا نمیتونم درک کنم چرا؟ ولی تجربه ی خوبی بود! این از کدوم نوعشه؟نمیدونم!

————-

کویر! خیلی سرسبزتر از اونیکه فکر میکردیم بود و خاطرات قشنگی رو واسمون یادگار گذاشت.


از راست به چپ:من، بهروز باقری، بابک بهمن خواه، یونس سعادتی، آقای شاه حسینی، حمید بخشی

كلمات كليدي : ,