۶ خرداد ۱۳۸۷

دیروز روی نیمکتهای محوطه ی آموزشکده نشسته بودیم و صحبت میکردیم.جلومون یه پارچه نوشته زده بودن که آزاد سازی خرمشهر رو تبریک گفته بود.نکته جالب روش وصل کردن این پارچه بود!
این پارچه به ۲ تا از درختها بسته وصل شده بود ولی نه با طناب یا چیزی شبیه این! بلکه با منگنه!
آره، منگنه ی کاغذ!

خیلی زشته وقتی ما که دم از حفاظت از محیط زیست میزنیم برای زدن پارچه نوشته با منگنه به جون درخت بدبخت بیوفتیم! و بقیه رو هم با کلی ادعا نصیحت کنیم!
رفتم به بچه های بسیج گفتم و امروز دیگه خبری از منگنه ها نبود.پارچه رو با طناب به درخت بسته بودن!
امیدوارم دیگه همچین صحنه هایی تو آموزشکده نبینیم!
Tags: بسیج, دانشجویان آموزشکده
Posted in اخبار آموزشکده | بدون دیدگاه »
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷

داشتم توی نت میگشتم که یه سایت جالب پیدا کردم.یه موتور سرچ زیست محیطی!
این سایت دارای موضوعات مختلفی برای سرچه.مثل:کشاورزی، اکولوژی ، تنوع زیستی ، جنگلها ، معدن ، اقصاد محیط زیست و … است. برای من که جالب بود.امیدوارم براتون مفید باشه.
*برای ورود به سایت اینجا کلیک کنید.
Tags: معرفی سایت, موتور سرچ محیط زیستی
Posted in غیره..., محیط زیست جهانی | ۲ دیدگاه »
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
گلچین روزگار عجب با سلیقه است
می چیند آن گلی که به روزگار نمونه است.
اول سال تحصیلی ۸۶-۸۷ بود که خبر غم انگیز فوت دوست عزیزمون علیرضا تاتاری رو توی وبلاگ نوشتم.خبر فوت علیرضا برای همه ی ما آزار دهنده بود.آروم ترین دانشجوی ورودی های ۸۵ که به همه احترام میذاشت.
و حالا در ماههای آخر این سال تحصیلی باید خبر درگذشت یکی دیگه از همکلاسیهامون خانم معصومه اعتمادی فر دانشجوی ورودی ۸۶ آموزشکده رو توی وبلاگ بنویسم.خبری که دوباره آموزشکده رو در غم فرو برد.
دوستان خانم ارشادی فر رو کاملا درک میکنم.ایشون دیروز سر کلاسهاشون حاضر شدن و امروز ……
این اتفاق غم انگیز رو به دانشجویان کارکنان آموزشکده و علی الخصوص خانواده ی ایشان تسلیت میگوییم.
فاتحه و صلوات ما نثار روح آن مرحوم.یادش گرامی.
Tags: تسلیت
Posted in اخبار آموزشکده | بدون دیدگاه »
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
دانشجویان آموزشکده محیط زیست کرج در اعتراض به کیفیت غذاها پس از دریافت غذا و در یک حرکت نمادین ظرف های خود را از درب ورودی آموزشکده تا اتاق معاونت بر روی زمین گذاشتند و تشکیل یک خط از غذا را دادند.


دکتر طلائیان(مسئول امور دانشجویی آموزشکده) در حال صحبت با دانشجویان بودند که جناب دکتر زارع(ریاست محترم آموزشکده) از درب ورودی آموزشکده وارد شدند و پس از پرسش از دکتر طلائیان در مورد علت این حرکت به همراه دانشجویان به سلف سرویس آموزشکده رفته و شخصا غذا را امتحان کردند.سپس از دانشجویان خواستند که درخواستهای خود را اعلام کنند.درخواست دانشجویان به قرار زیر بود:
-بالا رفتن کیفیت غذایی
-بیشتر شدن تنوع غذایی
-عدم استفاده از :سوسیس ،همبرگر و تن ماهی در غذاها

دکتر زارع هم با قبول صحبت های دانشجویان از نماینده ی شورای دانشجویی خواست تا لیست غذایی مورد درخواست را تهیه و به ایشان ارائه کند.پس از قانع شدن دانشجویان با برگشتن دکتر زارع به اتاقشان دانشجوها نیز به کلاسها برگشتند.
*لازم به ذکر است که این حرکت از طرف هیچ گروه و یا شخص خاصی پشتیبانی نمیشد .
Tags: اعتراض, دانشجویان آموزشکده, دکتر زارع, دکتر طلائیان
Posted in اخبار آموزشکده | ۱ دیدگاه »
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
امشب که دیر وقت رسیدم خونه مجبور شدم برای اینکه به میلم سر بزنم تازه ساعت ۱۲ کانکت بشم! نمیدونم چرا یه دفعه حسش اومد یه عکس بذارم! ولی خداییش عکسش قشنگه!
عکس منتخب
نام عکس:
سایه
برای دید عکس رو ادامه ی مطلب کلیک کنید.
خواندن دنبالهی این نوشته »
Tags: سایه, عکس
Posted in گالری عکسهای هفته | ۲ دیدگاه »
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
خیلی وقت بود سوژه ایی برای نوشتن پیدا نمیکردم.تا دیروز ….
سر کلاس مبانی بودم که گوشیم زنگ خورد(البته از اونجایی که من پسر خوبیم گوشیم رو سایلنت بود!)از مهندس بزرگیان اجازه گرفتم اومدم بیرون.به صفحه ی گوشیم نگاه کردم…. احسان محمدی!
یه چند روزی بود غیبش زده بود هیچ کدوم از بچه ها نمیدونستن که چرا سر کارش نمیاد؟!
گوشی رو برداشتم بعد احوالپرسی و اینجور حرفها گفت که نرم افزار آفیس میخواد ولی موضوع اصلی… چرا نیستی؟
بله. آقای محمدی، کارمند خنده رو ، فعال و دوست داشتنی آموزشکده حالا دیگه بابا شده!
واقعا خوشحال شدم.طبق اطلاعات رسیده نورسیده دختر خانم تشریف دارن! حالا دیگه باید شاهد اضافه کاریهای تا نصف شب آقای محمدی تو آموزشکده باشیم! بالاخره خرج پوشک و ….
من از طرف تمام دانشجویان آموزشکده به ایشون تبریک میگم.انشاالله همونطور که تو آموزشکده کمک ما میکنه خدا هم همیشه کارهاشو درست کنه!
دیگه چه خبر؟
این روزها آموزشکده خیلی شولوغ شده! یه خبر گذاری بین المللی هم نمیتونه پشتیبانی خبرها رو بکنه چه برسه به من!
۱-چند هفته پیش دکتر اسکویی،رئیس اداره ی بهداشت استان قزوین به آموزشکده اومد و یه سخنرانی جالب ارائه داد تا اولین نفر باشه از آدمهای خارجی(البته از نوعه ایرانیش!؟!) که برای سخنرانی به آموزشکده میان!واقعا آموزشکده از این نظر که سخنرانی توش برگزار نمیشه خیلی ضعیفه!در همین رابطه بگم که قرار بود دکتر مخدوم هفته ی آینده برای سخنرانی به آموزشکده بیاد که متاسفانه یه مشکلی براشون پیش اومد و ما باید همچنان منتظر بمونیم.
۲-مهندس بزرگیان از سفر حج برگشتن و بعد ۳ هفته، این هفته سر کلاس حاضر شدن.خدا قسمت ما کنه!
۳-در اقدامی بی نظیر و شگفت انگیز! امور فرهنگی آموزشکده اقدام به پخش فیلم در آمفی تئائتر آموزشکده کرده تا یکی دیگه از آرزوهای بچه ها برآورده بشه.پس هر هفته،یک فیلم!
بچه هایی هم که میخوان فیلم خاصی پخش کنن میتونن به آقای احمد کیانی ورودی۸۵ مراجعه کنن.البته لازمه که از آقایان:احسان محمدی، علیرضا فیاضی،احمد کیانی،محمد عمو زاده و حمیدرضا حیدری که توی تهیه فیلمها همکاری میکنن تشکر کنم.خسته نباشید.
۴-و همچنان کارمندان جدید و ناشناس در آموزشکده! مواضب خودت باش!(از دادن اطلاعات بیشتر معضورم. حتی شما دوست عزیز!)
۵-انجمن شعر و شاعری هم تو آموزشکده تاسیس شد! این انجمن اقدام به برگزاری جلسات شبانه ی مشکوکی به نام شب شعر میکنه! یه مقام آگاه که نخواست اسمش فاش بشه گفت:اونها در این جلسات حتی از شمع و کبریت هم استفاده میکنند!
۶-خبر بد اینکه از دکتر اعتماد شنیدم که قضیه خرید ۲۰۰۰۰ هکتار جنگل توسط آموزشکده در شمال کشور هم به دلیل عدم اقدام به موقع مسئولین آموزشکده کاملا منتفیه! این ترم هم بچه ها میرن خیرود کنار.ولی فقط ۲ روز!
۷-آخرین خبر و بدترین خبر:از اونجایی که تعداد نفرات در رشته ی جدید آموزشکده،جنگل کاری، به حد نصاب نرسید کلاسهای این رشته تشکیل نشد.بچه هاش هم یا انتقالی گرفتن یا انصراف دادن.وقتی در مورد اینکه سال بعد هم آموزشکده این رشته رو داره یا نه از آقای خسروانی سوال کردم، گفت احتمالش ۱% است! و من همچنان به دنبال راهی برای فرار از سربازی!
Tags: احسان محمدی, احمد کیانی, حمیدرضا حیدری, علیرضا فیاضی, محمد عموزاده, مهندس بزرگیان
Posted in اخبار آموزشکده | ۲ دیدگاه »
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
مردی با خدا زمزمه می کرد؛«خدایا با من حرف بزن » یک سار شروع به خواندن کرد اما مرد نشنید
فریاد برآورد :خدایا بامن حرف بزن . آذرخش در آسمان غرید ،اما مرد گوش نکرد
مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت : خدایا بگذار تورا ببینم . ستاره ای درخشید اما مرد ندید
مرد فریاد کشید : خدایا معجزه ای به من نشان بده .نوزادی متولد شد امامرد توجهی نکرد
مرد در نهایت یأس فریاد زد :خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار تورا ببینم . پروانه ای روی دست
مرد نشست و او پروانه را پراندو به راهش ادامه داد….
هر چیزی نشانه ای از اوست که ما را آفرید ، همه چیز برای هدایت ماست ،ما اما انگار یادمون رفته او هست و اینقدر دوست داریم توی این غفلت بمونیم که حتی نشانه های اون راهم مزاحم می بینیم ونابود می کنیم، می خواهیم هر چیزی رو که نشانه ای از او داره را نابود کنیم و هر چیزی رو که خودمون ساخته ایم جایگزین اون همه زیبایی کنیم تا اینطوری فکر کنیم فقط خودمان هستیم و خودمان !
اینقدر غافلیم که نمی فهمیم اگر همه چیز رو نابود کنیم خودمون هم محکوم به نابودی هستیم همه اش سعی می کنیم طبیعت رو زیر پاهامون اگر نشد با دستهامون اگر نشد زیر چرخ چیزهایی که ساخته ایم و می سازیم از بین می بریم ،چرخ هایی که به اسم پیشرفت گریبان گیر طبیعت و زیستگاهها شده است .
چرخ دوچرخه، سه چرخه ، چهار چرخه یا حتی توسعه فرقی نمی کنه هر کدوم یه جور،حتی چرخ این ماشین های خوشگلی که توی خیابون این ور و اون ور می روند یا شاید هم چرخ اون ماشین های گنده ای که وقتی ازکنارخونه هامون رد می شوند کل ساختمون می لرزه ….
همه اینها که گفتم مقدمه ای بود برای یک خبر ، خبری که خیلی کوچیکه ولی به این مقدمه بزرگ می ارزه
این خبر روز سه شنبه ۳ اردیبهشت ۸۷ در صفحه ۳ روزنامه همشهری خوندم
که با این تیتر شروع می شد “گونه نادر قربانی جاده شد ؛ مرگ یکی از ۷۰ یوزپلنگ ایرانی “
بازهم انسان با شعور دو پا و بازهم یه چرخ (که اختراع خودشه ) چرخی که یه زندگی رو گرفت .زندگی که همینطوری هم در حال نابودیه .
این یوزپلنگ (نر) قصه(که حقیقته) ما مرد،چون بین زیستگاهاش جاده کشیدند ،چون به طعمه هاش پروانه شکار دادند چون آدم ها نفهمیدن عمران یعنی آبادانی بدون تخریب جای دیگه و چیزهای دیگه !!؟
به گفته معاونت محیط طبیعی وتنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست !!!! یوزپلنگ (بیچاره) در جستجوی طعمه بوده که در حین عبور ازجاده دوبانده ترانزیتی یزد- بندرعباس(چه خطرناک) که از میان منطقه حفاظت شده کالمن بهادران یزد (یکی از زیستگاه های یوز ) می گذرد در اثر برخورد باخودروی عبوری کشته شد (خدا اموات شما رو هم بیامورزد )بدین وسیله از سازمان محیط زیست در خواست می شود دیگه بین زیستگاهها جاده نکشه تا دیگر ماشین کسی به چیزی برخورد نکنه …..!
و سرانجام «زیست شناسان می گویند ستاره دریایی می تواند بدون مغز زندگی کند سوسک می تواند ۹ روز بدون سر زنده بماند .مارمی تواند تا ۳ سال بخوابد .خرس ها ی قطبی بدون نیاز چندانی به دست راست می توانند سالها زنده بمانند … اما انسان موجود متفاوتی است که بدون طبیعت خیلی زود به بن بست میرسد …
پس در برنامه ریزی های اقتصادی وعمرانی،مصداق مستی نباشیم که از ران خود می خورد کباب!
نویسنده:خانم کچویی-کاردانی محیط زیست-ورودی ۸۵
Tags: مطلب ارسالی
Posted in اخبار محیط زیست ایران | ۱ دیدگاه »