۷ آذر ۱۳۸۶
بر روی یگانه برگ پائیزی
شبنم درختان جلوس کرده است
ارام است وهراسان
نکند نسیم تند پائیزی بر روی شانه های لرزانش
دوباره وبرای بارها بوزد…..
نکندرویاها ی شیرینش را در هم شکند
دلش می لرزد اما….طمانینه اش…. چه ارامش بخش است! نگاه خود را از ان مگیر
که هر سکوتش هزا بار تو را می خواند وهزار رویارا
برای تو تکرار می کند
یگا نه برگ تک درخت پائیزی
رویای شبانه ر وخاطراتش وزیبایی گذشته اش
همه را تقدیم شبنم با طراوتش می کند
وتو با هر نگاه تمامی اش را می ستانی
پس درود بر درخت… درود بر برگ… درود بر شبنم
ودرود بر تو که نگاهت را هرگز هرگز از انها
نمی ستانی
Posted in غیره... | ۱ دیدگاه »
۷ آذر ۱۳۸۶
فقط تصور کنید که بتوانیم سن زمین را که غیر قابل تصور است فشرده کنیم و هر صد میلیون سال را یک سال در نظر بگیریم.
در این صورت کره زمین مانند یک فرد ۴۶ ساله خواهد بود.
هیچ اطلاعی در مورد ۷ سال اول زندگی این فرد وجود ندارد و در مورد سالهای میانی او اطلاعاتی کم و بیش پراکنده ایی داریم اما این را میدانیم که در سن ۴۲ سالگی گیاهان و جنگلها پدیدار شده و شروع به رشد و نمو کردند اثری از دایناسورها و خزندگان عظیم الجثه تا همین یک سال پیش نبود! یعنی زمین آنها را در سن ۴۵ سالگی به چشم خود دید و تقریبا ۸ ماه پیش پستانداران را به دنیا آورد. در اوایل هفته ی پیش میمونهای آدم نما به آدمهای میمون نما تبدیل شدند. و آخر هفته ی گذشته دوران یخ سراسر زمین را فرا گرفت. انسان فقط حدود ۴ ساعت روی زمین بوده! و طی همین یک ساعت گذشته کشاورزی را کشف کرده است! بیش از یک دقیقه ازانقلاب صنعتی نمیگذرد! و حال ببینید که انسان در این یک دقیقه چه بلایی سر این بیچاره ی ۴۶ ساله آورده. او طی ۴۰ دقیقه ی بیولوژیکی از این بهشت یک آشغالدانی کامل ساخته.او خود را به نسبت سر سام آوری زیاد کرده و نسل ۵۰۰ خانواده از جانداران را منقرض کرده است.مالهای این سیاره را مال خود کرده و همه را به یغما برده است.
و حال همچون کودکی معصوم و بی تقصیر ایستاده و به این حمله ی برق آسا نگاه میکند.
و اینست اشرف مخلوقات!
با تشکر از خانم رویا سرمدی
Tags: داستان
Posted in اخبار محیط زیست ایران, اطلاعات عمومی, داستان | بدون دیدگاه »
۶ آذر ۱۳۸۶
حداقل ساحل را از زباله پاک کنید !!!
صندلی های رو به غروب را
کمی عقب بکشید .
امشب…
دلفین ها به میهمانی می آیند!!!
کاش کسی زبانتان را می دانست
کاش مترجم استخدام می کردید.
کاش فریاد می زدید.
در حسرت قطره ای آب پاک
به گل نشسته اید!!!
کاش…
امواج مرثیه می خوانند.
صدف ها خرما پخش می کنند.
ماهی ها عزادارند و
طبیعت اشک می ریزد
و ما بی تفاوت از اخبار می شنویم :
دیشب دلفین ها مردند!!!
پیش از این از دست های ناتوانم
کاری بر نمی آمد.
روح تان شاد !!!
اینک ، که در پاک ترین آب ها زندگی می کنید
به خدا بگویید:
ما را ببخشد!!!
Tags: دلفین, شعر
Posted in غیره... | ۳ دیدگاه »
۳ آذر ۱۳۸۶
نمیخواستم اصلا در مورد سیرک پارک پردیسان توی وبلاگ بنویسم ولی مگه میشه؟
اول توی یه وبلاگ خوندم
بعد تلویزیون
بعد یه اس ام اس تبلیغاتی که به گوشی بابام اومد
و حالا این تبلیغ گنده که زدن همه جای تهران
واقعا نمیدونم چی بگم! شاید همون جمله ی مژگان جمشیدی کافی باشه که:
” وای به روزی که بگندد نمک!”
یه تقاضا هم از فرهنگستان ادب و هنر فارسی دارم:
“بدینوسیله عاجزانه خواهشمند است معنای واژه ی حمایت را در انتشارات جدید فرهنگ لغت ها تغییر دهید و معنای آنرا چیزی دیگر انتخاب کنید تا چیزهای کمتری زیر سوال برود”
همین و بس!
والسلام
Tags: سیرک پردیسان
Posted in اخبار محیط زیست ایران | ۸ دیدگاه »
۲۵ آبان ۱۳۸۶
سد سازی،جاده،خط لوله، فنس کشی و حالا گونه ی غیر بومی!
آیا هنوز هم میشه به خجیر گفت پارک ملی ؟ چرا باید همین چیزی هم که از خجیر مونده رو بدست خودمون نابود کنیم؟
اگه هم قبول کنیم که تو مشکلات قبلی خجیر سازمان هیچ نقشی نداشته این دفعه مشکل خود سازمانه!
بعد از تجربه ی دشت ناز ، جزیره ی اشک و پارک ارومیه حالا گوزن زرد به تهران خواهد اومد.
نمیدونم شاید من خبر ندارم مگه گوزن زرد رو به دز و کرخه که زیستگاه اصلیش بود برنگردوندن؟ مگه اونجا چه مشکلی داشت؟
اصلا چه دلیل داره که گوزن زرد به تهران منتقل بشه؟
درسته که گونه ی با ارزشیه.درسته که تکثیر نسلش خیلی مهمه. ولی نه اینجا در خجیر ، بلکه در زیستگاه اصلیش منطقه ی دز و کرخه. نه در خجیر!
البته به قول همشهری میتونه یه منبع اکوتوریستی باشه!
عزیز من، قشنگ ،اکوتوریست؟ فقط اکونابودی تو خجیر وجود داره! کدوم اکوتوریست؟
البته باید ببینیم نظر کارشناسها چیه ولی هر چی باشه من فکر نکنم مثبت باشه.
بعد از خداحافظی با سرخه حصار شاید حالا وقته خجیره.ولی …

به یاد یک روز زیبا در خجیر
—————————–
در حاشیه:
اگه کسی از بچه ها نظر مثبتی در مورد این طرح داره لطف کنه تو قسمت نظرات بنویسه شاید ما هم توجیه شدیم.
Tags: خجیر, گوزن زرد
Posted in اخبار محیط زیست ایران | ۴ دیدگاه »
۲۴ آبان ۱۳۸۶
چه قدرتی!
از اون موقعی که یه بارون و تو تا دونه ی برف از این آسمون همیشه تیره ی تهرون افتاد و من عین این ندید پدید ها اومدم تو وبلاگ نوشتم یک چیکه آبم از این آسمون نیفتاد هیچ بعضی روزها اصلا دیگه نمیشه این گرمای تهرون رو تحمل کرد.
البته تازگی ها یه ذره هوا بهتر شده ولی هنوز هوا گرمه فقط امید وارم کار به سهمیه بندی شدن آب و کارت آب نکشه! مثلا روزی 3 لیتر آب!
ولی الان هر جا هستیم و تو خونه دانشگاه دعا کنیم که بارون هر چه زودتر بیاد و این هوای کثیف تهرون رو پاک کنه. اتفاقا همین دیشب بابک که یکی از بچه های همین وبلاگ زیر سرم بود بدلیل مسمومیت ناشی از هوا ی آلوده.
دعا کنیم برای بارون
و دعا کنیم برای خودمون!
————————————–
در حاشیه:
به قوله یکی از بچه ها اگه همینجوری پیش بره ایرانسل در طرح تعویض دمپایی فرسوده هم وارد خواهد شد.
مثلا دمپایی کهنه بیار ایرانسل ببر!
خارج از شوخی امروز رفتم یه سیم کارت ایرانسل مخصوص SMS خریدم که شمارش سمت چپ وبلاگ هست از این به بعد با بازدیدکننده های وبلاگ SMS بازی کنم! اگه کاری داشتین بگید.در ضمن زنگ نزنید چون هیچوقت زنگ نمیخوره!
۰۹۳۵۶۵۳۸۶۶۹
اینم شمارش لطفا وقتی SMS میدین اسمتونم بنویسید.وگرنه جواب نمیدم!
در ضمن اگه کسی گوشی گوشت کوب داره من خریدارم! چون الان یه گوشی برای این سیم کارت جدیده لازم دارم گفته باشم پول زیادی هم ندارم!
در حاشیه ی این پست بیشتر از خودش شد!
Posted in غیره... | بدون دیدگاه »
۲۴ آبان ۱۳۸۶
آقا یا خانم عابدی: اولا پیدا کردن یه وبلاگ محیط زیستی که کار بچه های دانشجو باشه زیاد سخت نیست که انقدر گندش کردی!
دوما در مورد ارزش مقالات فکر کنم کمی کم لطفی کردید!
سوما:اینجوری که شما زدی تو سر ما انتظار چی جوری انتظار دارید که مطالب شما رو توی این وبلاگ بذارم؟ پس من هیچ قولی نمیدم و لطف کنید یه وبلاگ راه بندازید مطالب با ارزشتون رو اونجا با نام خودتون درج کنید!
در کل خیلی ممنون از کامنت پر بارتون!
آقا رضا: شرمنده ام که دیر جوابتون رو دادم خیلی سرم شلوغ بود، اما در مورد منابع کنکور میتونید از این کتابها استفاده کنید:
اکولوژی آقای اردکانی
اکولوژی آقای میمندی
شناخت دکتر وهاب زاده
پارکداری مهندسی مجنونیان
مناطق حفاظت شده مهندس مجنونیان
آمایش دکتر مخدوم
ولی خارج از اینها قول میدم از یکی از بچه های وبلاگ بخوام منابع رو بطور کامل تو وبلاگ بذاره.
خانم مهناز خانم: شما لطف دارید!(چه جواب طولانی ایی!)
خانم یا آقای مهرآوه: این که واژه ی مهندسی از اول اسم رشتمون حذف شده چیز جدیدی نیست که! خیلی ببخشید ها، ولی حالا مثلا چیکار کنم همههمهم؟
خانم یا آقای آشنا: از اظهار لطف بی حد و اندازه تون بخاطر باخت تیم فوتبال ما اونم با نتیجه ی ۳-۲ خیلی ممنون ولی اینو بدون که همش تقصیر این بازیکن نما هایی چون … بود وگرنه ما تو بازی قبلی با همون تیم ۲۰ تا زده بودیم و فقط ۳ تا خورده بودیم!
آقای مجدیان: ممنون از اشارتون مشکل حل شد.
—————————-
در حاشیه:
میگه: چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟
که معنیش بماند!
Posted in اخبار پالاس | بدون دیدگاه »