به نام سلام،
۱۳۸۸ فقط یک پارساله و نه بیشتر! همه چی آرشیو شد! چه خوب، چه …!
سال عجیب و غریبی بود! با اون شروعش و اتفاقات خرداد و اردیبهشت که زندگیم رو سر و سامانی داد.فکر میکنم دیگه مسیرمو پیدا کردم و محکم دارم تو مسیری که تقدیر منه قدم بر میدارم.قضیه زندگی کمی جدی تر و مطمئننا هیجان انگیز تر شده برام.
شکر! سال ۸۸ رو دوست داشتم هرچند به بدترین شکل ممکن تموم شد برام اما اتفاقات قشنگش انقدر زیاد بودن که این تموم شدن در کنار عبورش، هیچه! خلاصه اینکه سالی داشتم که شدیدا توش فراز و نشیب داشتم.واقعا باورم نمیشه که این همه بلا و اتفاق تو ۱ سال واسم افتاده! شگفت انگیزه واقعا!
سال ۸۹ رو با کلی برنامه و امید شروع میکنم.هر چند امسال دوست نداشتم سال تحویل شه و نمیدونم چرا انقدر احساس بدی نسبت به ۸۹ داشتم(هر چند ساعاتی قبل سال تحویل فهمیدم این دلشوره از چیه و لحظه ی تحویل سال که…) اما با همه ی امیدم این سال رو شروع کردم و امیدوارم سال خیلی خیلی خیلی شگفت انگیزی در پیش داشته باشم. به امید خدا!
آهان راستی! امسال هم مجوز کویرمون ok شد ولی من بخاطر مشکلی نمیتونم برم متاسفانه و شدیدا ناراحتم! شاید بچه ها( یونس، حمید بخشی، بهروز باقری و احتمالا امسال مجید غفاری) برن چون مجوز پارک کویر و منطقه حفاظت شده رو با هم گرفتن.
در آخر واسه همه خوشی، شادی، سلامتی و دماغی چاق آرزو میکنم!!!! از ته دل واسه آرزوهای ته دلتون دعا میکنم! عید همتون مبارک مخصوصا بچه ها، کامندها و فارغ التحصیل های آموزشکده!
خدایمان!
باش، که تو شکستن نمیدانی!
————-
کارت پستال امسال پالاس:




Seshanbeh.com
