Posts Tagged ‘جشن دانشجویی’

چه کردم؟

یکشنبه, ۹ تیر ۱۳۸۷

“پرنده دوست نداشت که پرواز کنه.ولی… افسوس! وقته رفتن بود.
چه زود دیر میشه!ولی چه خوبه همیشه یادمون بمونه که روزی با هم بودیم.”

این اس.ام.اسی بود که روز آخر نوشتم و برای همه ی بچه ها فرستادم.شاید هم آخرین اس.ام.اس ام به خیلی هاشون بود! این روز ها بچه ها خیلی Miss call میندازن! مهربون شدن!!!!!
البته هممون هم میدونیم که اینکارا ماله روزهای اوله.چند هفته دیگه گویی نه آموزشکده ایی وجود داشته،نه دوره ی کاردانی محیط زیست و نه ورودی ۸۵!
شاید یه ۲-۳ نفری با هم بمونن.ولی تنها چیزی که ماندگار باقی میمونه کارهایه که با هم کردیم و خاطره هاشونه.
۱– ۱۶ آذر سال ۸۵ ۳ نفری جشن دانشجویی گرفتیم!
من ، میثم خسروی و یکی از بچه ها که از ترم ۲ رفت به اسم مهدی اکبری. خداییش مراسم آخر طنز بود! میثم با اون تیکه هاش شده بود مجری، من پشت لپتاپ بودم و مهدی هم هماهنگی ها رو انجام داد.با اینکه کم بودیم و آموزشکده هم اصلا پشتیبانیمون نمیکرد.پذیرایی هم یه بسته شکلات بود که مهدی خودش خریده بود!

۲–اردیبهشت ۸۶ این وبلاگ رو راه انداختم.که یکی از پر دردسر ترین کارا بود.

۳– شهریور ماه نوار ابزار هدهد رو درست کردم.این یکی از با کلاسترین کارهام بود.الان ۱۶۰ تا کاربر داره.

۴–پاییز بود که توسط یکی از دوستانم با انجمن یوز آشنا شدم.عضویت من توی انجمن نکته مثبتی برای آموزشکده بود.خیلی از بچه ها توسط من تو انجمن عضو شدن که این خودش به فعال شدن بچه ها کمک کرد.

۵– ۱۶ آذر ۸۶ دوباره جشن دانشجویی برگزار کردیم با این تفاوت که هم آموزشکده از نظر مالی پشتیبانیمون میکرد و هم تعداد مون بیشتر بود.حدود ۱۵-۲۰ نفر بودیم.من برای این جشن ۲ تا کار کردم.یه فیلم مستند ساخته شد که من کارگردانش بودم.توی جشن هم دوباره من پشت لپ تاپ بودم.ایندفعه ۲ تا لپ تاپ داشتم.یکی برای آهنگها و با یکی تصویر رو پرده مینداختم.این مراسم فوق العاده عالی برگزار شد.

۶– ترم ۴ ؛ ترم بازنشستگی من بود! کار خاصی نکردم.بیشتر هم سعی کردم پامو از کارهای آموزشکده بکشم بیرون.ولی بخاطر کم کردن روی بعضیها(!) به همراه بابک و یونس یه سفر به کویر رفتم و یه مستند ۳۲ دقیقه ایی از منطقه حفاظت شده کویر ساختم.

۷–آخرین کارم هم طراحی جلد و کارهای گرافیکی نشریه سربازان زمین بود.

اما در مورد این وبلاگ و هدهد؛
هدهد یک مقدار تغییر خواهد کرد.این وبلاگ رو هم از چند روز دیگه بطور کامل تغییر میدم.اسم، تم و منوی اصلی تغییراتی خواهند داشت.

آخرین مراسم جشن دانشجویی ما در دانشکده

پنجشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۸۶

مراسم با تمام مشکلات سختی ها و وقت کم خوشبختانه عالی برگزار شد و به عنوان آخرین مراسمی که ما توی این دانشکده گرفتیم راضی کننده بود.

لازمه از زحمات آقای محمدی که مسئول هماهنگی جشن و یه جورایی رابط ما و مسئولین دانشگاه بودن تشکر کنم و خسته نباشید بگم.

من و لپ تاپ های جشن!
  

بچه ها روزمون مبارک!

جمعه, ۱۶ آذر ۱۳۸۶

پائیزی خواهد آمد
 و روزهای شیرین دانشجویی را
 برگ برگ خواهد کرد
 و تنها خاطرات این روزهاست
 که باقی می ماند.

روز دانشجو رو به همه ی دانشجوها تبریک میگم.-مخصوصا به خودم!- امیدوارم تمام دانشجوهای کشور عزیزمون ایران تو درسهاشون موفق باشن.


با همکاری شورای دانشجویی یه جشن دانشجویی در روز یکشنبه ۱۸ آذر  ساعت ۱۰ الی ۱۲ در آمفی تئاتر آموزشکده برگزار میکنیم.از تمامی دانشجویان عزیز دعوت میکنم که در این جشن که برنامه های متنوعی را شامل میشود شرکت کنن.