اول این ۲ تا رو بخونید:
—————————-
یک جهانگرد خارجی که الان اسمش یادم نیست در قسمتی از نوشته هاش در مورد ایران مینویسه:
در تهران مردم در خانه هایشان حوضهایی دارند که آب آنها لجن بسته است.وقتی به آنها در مورد استفاده از این آبها هشدار می دادم می گفتند: آب این حوض “کُر” است.آب کر هم پاک است!!!
بابا! دین هم گفته اگه مزه و بو و رنگ آب تغییر کرد آب مشکل داره! دین هم نگفته باشه عقل که داری! همون دینت گفته اول عقل! یا مثلا اینکه چند هفته پیش مشهد بودم بعضی ها پرچم ایران به جای پارچه سبز گره میزدن به ضریح! مسخره نیست؟ اینم دینت گفته؟
واقعا درکش واسه من که با اکثر اعتقادات آدمهای اطرافم مشکل دارم باور این چیزها دیگه واقعا سخته! اینکه یه انسان چطور میتونه اولین شاخصه ی انسانی خودش رو کنار بذاره!؟
اما چرا این حرفها رو اینجا زدم.نمیدونم به دکتر گشتاسب گفتم یا استاد دیگه؟ ولی شاید بهترین راه متقاعد کردن مردم همین اعتقادات اشتباه باشه وقتی نمیتونی درستشون کنی! البته این نظر شخصی منه.به نظر من باید یک واحد درسی به رشته هایی مثل محیط زیست اضافه بشه که درسش شامل اعتقادات خاص مردم باشه نسبت به طبیعت و یا حیوانات.مثلا اینکه در جاهایی بوتیمار رو شوم میدونن یا در روستاهایی گرگ محترمه.
مهمترین اعتقادات مردمی به تفکیک در مورد اجزای طبیعت به دانشجو ها یاد داده بشه.شاید با استفاده از اینها بشه اعتقادات مردم رو به نفع اول محیط زیست تغییر داد.این کار به نظر من واقعا عملیه.وقتی با مردم با اعتقادات خاص خودشون حرف بزنی.اینجوری راحت تر متقاعد میشن.اینطور نیست؟
من حاضرم یه صفحه اختصاصی واسه این کار بسازم.هر کسی اعتقادی خاص یا افسانه ایی از حیوانات میدونه که در بین مردم رواج داره رو بذاره.

Seshanbeh.com
